هل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
رهروی باید جهان سوزی نه خامی بی‌غمی
آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
نه وابستگی Ùˆ نه دلبستگی بلکه دلدادگی .آنچه تو را دلباخته Ùˆ مدهوش کند آنچه نامیرا است.Ø´ÛŒÙØªÚ¯ÛŒ Ùˆ کشش درونی برای رسیدن به وصال دوست یا کوشش بی پایان انسان برای ÛŒØ§ÙØªÙ† معنایش . خواستی سرمدی Ùˆ جاودانه Ú©Ù‡ انتهایش دلباختگی است . دلدادگی را Ú©Ù‡ بایددر قصر مولانا یا آستان ØØ§Ùظ جست یا با غرق شدن در صوت ملکوتی آستان جانان شجریان ÛŒØ§ÙØª آنچه Ø±ÙˆØ ØªÙˆ را تسخیر Ù…ÛŒ کند Ùˆ در هوایش بیقرارت Ù…ÛŒ سازد بگونه ای Ú©Ù‡ ØªÙ†ÙØ³ هوای آلوده دنیای مادی ملولت Ù…ÛŒ کند .این تکاپوی بی پایان برای وابستگی ها Ùˆ دلبستگی ها ØµØ±ÙØ§ تلاشی است برای بودن Ùˆ شدن . رستن Ùˆ رهاشدن Ùˆ نهایتا مرگ یا رجعت