شب همه بی تو كار من شكوه به ماه كردنست روز ستاره تا سحر تیره به آه كردنست متن خبر كه یك قلم بی تو سیاه شد جهان حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه كردنست چون تو نه در مقابلی عكس تو پیش رونهیم اینهم از آب و آینه خواهش ماه كردنست نو گل نازنین من تا تو نگاه میكنی لطف بهار عارفان در تو نگاه كردنست ماه عبادتست و من با لب روزهدار ازین قول و غزل نوشتنم بیم گناه كردنست لیك چراغ ذوق هم این همه كشته داشتن چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه كردنست غفلت كائنات را جنبش سایهها همه سجده به كاخ كبریا خواه نخواه كردنست از غم خود بپرس كو با دل ما چه میكند این هم اگر چه شكوه شحنه به شاه كردنست عهد تو سایه و صبا گو بشكن كه راه من رو به حریم كعبه لطف آله كردنست گاه به گاه پرسشی كن كه زكوه زندگی پرسش حال دوستان گاه به گاه كردنست بوسه تو به كام من كوه نورد تشنه را خود برسان به شهریار ای كه درین محیط غم کوزه اب زندگی توشه را کردنست .................................................. ............................................ ....................................................... .......................................................... .................................................. ............................................................... .................................. آهي كشيد غمزده پيري سپيد موي افكند صبحگاه در آيينه چون نگاه در لا به لاي موي چو كافور خويش ديد يك تار مو سياه! *** در ديگاه مضطربش اشك حلقه زد در خاطرات تيره و تاريك خود دويد سي سال پيش نيز در آيينه ديده بود يك تار مو سپيد! *** در هم شكست چهره ي محنت كشيده اش دستي به موي خويش فرو برد و گفت "واي!" اشكي به روي آينه افتاد و ناگهان بگريست هاي هاي! *** درياي خاطرات زمان گذشته بود هر قطره اي كه بر رخ آيينه مي چكيد در كام موج، ضجه ي مرگ غريق را از دور مي شنيد *** طوفان فرو نشست، ولي ديدگان پير مي رفت باز در دل دريا به جستجو در آب هاي تيره ي اغماق خفته بود يك مشت آرزو...! *** لب دريا، نسيم و آب و آهنگ، شكسته ناله هاي موج بر سنگ. مگر دريا دلي داند كه ما را، چه توفان ها ست در اين سينه تنگ ! *** تب و تابي ست در موسيقي آب كجا پنهان شده ست اين روح بي تاب فرازش، شوق هستي، شور پرواز، فرودش : غم؛ سكوتش : مرگ ومرداب ! *** سپردم سينه را بر سينه كوه غريق بهت جنگل هاي انبوه غروب بيشه زارانم در افكند به جنگل هاي بي پايان اندوه ! *** لب دريا، گل خورشيد پرپر ! به هر موجي، پري خونين شناور ! به كام خويش پيچاندند و بردند، مرا گرداب هاي سرد باور ! *** بخوان، اي مرغ مست بيشه دور، كه ريزد از صدايت شادي و نور، قفس تنگ است و دل تنگ است، ورنه هزاران نغمه دارم چون تو پر شور ! *** لب دريا، غريو موج و كولاك، فرو پيچده شب در باد نمناك، نگاه ماه، در آن ابر تاريك؛ نگاه ماهي افتاده بر خاك ! *** پريشان است امشب خاطر آب، چه راهي مي زند آن روح بي تاب ! ? سبكباران ساحل ها ? چه دانند، ?شب تاريك و بيم موج و گرداب ? ! *** لب دريا، شب از هنگامه لبريز، خروش موج ها: پرهيز ... پرهيز ... ، در آن توفان كه صد فرياد گم شد؛ چه بر مي آيد از واي شباويز ؟! *** چراغي دور، در ساحل شكفته من و دريا، دو همراز نخفته ! همه شب، گفت دريا قصه با ماه دريغا حرف من، حرف نگفته !
برای تو می نویسم که عاشقانه میخوانی درد دلم را
برای تو مینویسم ،
برای تو که میدانم عاشقی یا در غم عشقت نشسته ای.
مینویسم تا بخوانی ، من با یک دنیا احساس نوشته ام ، تو نیز با چشمان خیست بخوان....
برای تو می نویسم که عاشقانه دفتر عشق را ورق میزنی
و آنچه که برای دلها مینویسم ، با یک عالمه احساس میخوانی....
صفحات دفتر عشق را یکی یکی ورق بزن ،
دفتری که صفحه به صفحه آن جای قطره های اشک در آن پیداست...
این قطره های اشک ، قطره های اشک من و آنهاییست که از ته دل متنهای مرا میخوانند....
بخوان همراه با همه ، من نیز می نویسم برای تو و برای همه....
دفتر عشق ، این دفتر کهنه که هر صفحه از آن با کلام عشق آغاز شده برای همه است ،
برای عاشقان وبرای آنهاییست که در غم از دست دادن عشق نشسته اند
و آنها که تنها در گوشه ای خسته اند...
دفتر عشق ، دفتریست که هیچگاه صفحات آن که همه از جنس دل است به پایان نمیرسد
اما شاید روزی این دستهایم خسته از نوشتن کلام عشق شود...
بخوان آنچه برای تو و برای همه عاشقان دفتر عشق نوشته ام....
بخوان تا من نیز عاشقانه برایت بنویسم...
ببین عشق چه غوغایی در این دفتر عشق به پا کرده....
دلی آدمی را دیوانه کرده ، یک عاشق را مجنون کرده ....
برای تو می نویسم که میدانم مثل منی ، همصدا با من ، و همنشین با اشک!
برای تو مینویسم که عاشقترینی ،
غمگینترینی
و یا شايد هم مثل خودمن
تنهاترینی! 




24830 بازدید
4 بازدید امروز
9 بازدید دیروز
27 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.