توی خلوت پر از همهمه ام
هیچ صدایی به صدا نمیرسه
اگه میتونی منو دعا بکن
من که دستم به خدا نمیرسه
آسمونا ارزونیه پرندهات
جای آسمونا یک قفس بده
همه ی داروندارمو بگیر
هرچی بودمو دوباره پس بده
بازم هیچ راهی به مقصد نرسید
من هزارو یک شبه معطلم
تا ته جاده دنیا رفتمو
بازم انگار سر جای اولم
چرا دنیا با تموم وسعتش
مرهمی برای زخم من نداشت
پای هرچی که دویدم آخرش
حسرت داشتنشو تو دلم گذاشت
گمشدم توی شبی که خودمم
شبی که حتی یه فانوس نداره
منوباخودت ببر به روشنی
آخه هیشکی مثل تو منو دوست نداره
هی لک زده دلم واسه یه هم زبون
شیشه دل همه سنگ شده
میدونی دلیل گریه هام چیه؟
آی خدا دلم واست تنگ شده