دستمال کاغذی به اشک گفت :
قطره قطره ات طلاست یک کم از طلای خود حراج می کنی ؟
عاشقــــــــــــم
بامن ازدواج می کنی ؟
اشک گفت :ازدواج اشک و دستمال ِکاغذی !
تو چقدر ساده ای خوش خیال کاغذی !
توی ازدواج ماتو مچاله میشوی چرک می شوی
و تکه ای زباله می شوی پس برو و بی خیال باش
عاشقــی کجاست ؟
تو فقط دستمال باش !
دستمال کاغذی دلش شکست گوشه ای کنار جعبه اش نشست
گریه کردو گریه کرد وگریه کــرد
در تن سفید و نازکش دوید خون ِدرد
آخرش دستمال کاغذی مچاله شد مثل تکه ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد چرک و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگر چه توی سطل آشغال پاک بود و عاشق و زلال
او با تمام دستمال های کاغذی فرق داشت
چون که درمیان قلب خود دانه های اشـک کاشت .
9512 بازدید
3 بازدید امروز
0 بازدید دیروز
10 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.