https://www.gohardasht.ir/profile/246614
فرشته کنار بسترش آمد و قرصی نان برایش آورد و گفت: چیزی بخور ، پهلوان رنجور! سالهاست که چیزی
نخورده ای، گرسنگی از پا درت می آورد. ما چیزی نمی خوریم ، چون فرشته ایم و نور می خوریم. تو اما آدمی و آدمها بسته نان و آبند.
پهلوان رنجور لبخند زد ، تلخ و گفت : تو فرشته ای و نور می خوری ؛ ما هم آدمیم و گاهی به جای نان و آب، غیرت می خوریم.
تو اما نمی دانی غیرت چیست؛ زیرا آن روز که خدای غیور، غیرت را تقسیم می کرد، تو نبودی و ما همه غیرت آسمان را به زمین آوردیم.
فرشته گفت: نمی دانم این که می گویی چیست، اما هر چه که باشد ضروری نیست. چون گفته اند که آدم ها
بی آب و و بی نان می میرند؛ اما نگفته اند که برای زندگی بر زمین غیرت لازم است!
پهلوان گفت: نگفته اند تا ادم ها خود کشفش کنند.نگفته اند تا آدمها روزی
بپرسند چرا آب هست و نان هست و زندگی نیست؟ نگفته اند تا آدمها بفهمند آب
را از چشمه می گیرند و نان را از گندم، اما غیرت را از خون می گیرند و عشق و
غرور.
فرشته چیزی نگفت. چون نه از عشق چیزی می دانست نه از خون نه از غرور.فرشته تنها نگاه می کرد.
پهلوان به فرشته گفت:
بیا این نان را با خود ببر، هیچ نان دیگر ما را سیر نخواهد کرد. ما به غیرت خود سیریم.
فرشته رفت. نان را با خود به آسمان برد و آن را بین فرشته ها قسمت کرد و گفت: این نان را ببویید.
این نان متبرک است. این نان به بوی غیرت آغشته است.
9799 بازدید
4 بازدید امروز
1 بازدید دیروز
6 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.