روزی یک ناپدری آمد و با دستان بزرگ و گرم و قابل اعتماد دست کوچک مرا گرفت به حدی گرم و داغ که حس می کردم تمام وجود مرا ذات مرا هویت مرا در خود ذوب می کند و منقلب می کند و با خود یکی می کند آرام آرام تمام زخمهای شخصیت و درد های جسمم که همه حاصل حماقت و استبداد و تحقیر زمین بود درمان می شد خطاها معنی درست پیدا می کرد بزودی در زمین احساس بزرگی و دولت میکردم گاهی که می خواستم توقفی کنم و تشکر کنم نمی توانستم و او می فهمید و با لبخندی به من پاسخ می داد حس می کردم تمام رشته های ارتباطم و شریانهای خونم وصل است پی بردم او از اغاز پیدایشم مرا نگاه می کرده و دوست داشته اما من غافل بودم که او همان ......
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.