" به نام سكان دار سكوی عشق "
تو تنها گل زيبای باغ دلم هستی
تنها گلی كه به باغ بی گلم طراوت بخشيدی
پس هميشه با من بمان تا بی تو دلم به كو ير خشكيده ای برنگردد
زندگی نه آنقدر شيرين و مرگ نه آنقدر
ترسناك است كه ما بخواهيم عزت و شرف را فدای آن كنيم . زندگانی چون رودخانه
ای است كه راه را طی می كند و خاطرات تلخ و شيرين را چون شنهای صاف بر
بستر آن به جای میگذارد
دوستی ها يك حادثه شيرين و جدايی ها يك قانون تلخ است ، بيا حادثه آفرين و قانون شكن باشيم .
شنبه 17 اردیبهشت 1390 - 7:29:21 PM