جمله های عاشقانه و عارفانه دکتر علی شریعتی
من تو را دوست دارم.. دیگری تو را دوست دارد.. دیگری دیگری را دوست دارد.. و این چنین است که ما تنهاییم..
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود
دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است
دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است
اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند
وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است
وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است
وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است
وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم
گر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری
خدايا مرا از همه فضايلي كه به كار مردم نيايد محروم ساز
مرگ هر لحظه در کمين است
توطئه ها در ميانم گرفته اند
من با مرگ زندگی کرده ام
با توطئه خو کرده ام
اما اکنون و اينچنين.نمی خواهم بميرم
هنوز خيلی کار دارم
چشمهايی که از زندگی عزيزترند . انتظار مرا می کشند
چه غم انگيز است
عمري گداختن از غم نبودن كسي
كه تا بود از غم نبودن تو مي گداخت
بگذار تا شيطنت عشق چشمان تو را بر عرياني خويش بگشايد
هر چند آنچه معني جز رنج و پريشاني نباشد
اما كوري را هرگز بخاطر آرامش تحمل مكن
و گناه ! اما اگر گناه نباشد طاعت را چگونه مي تواني بدست آوري چون انسان تنها فرشته اي است كه دستش به خون آغشته است
دكترعلي شریعتی
چهارشنبه 20 مهر 1390 - 11:20:16 AM