اي آزادي
چه زندانها برايت كشيدم!
و جه زندانها برايت خواهم كشيد
و چه شكنجه ها تحمل كردهام .
و چه شكنجه ها تحمل خواهم كرد
اما....
خود را به استبداد نخواهم فروخت
من پرورده آزاده ام ؛ استادم علي است
مرد بي بيم و بي ضعف و پر صبر
و پيشوايم مصدق .
مرد آزاد ، مردي كه هفتاد سال براي آزادي ناليد.
بر من هر چه كنند جز در هواي تو دم نخواهم زد
اما...
من به دانستن از تو نيازمندم دريغ مكن
بگو هر لحظه كجايي و چه مي كني؟
تا
بدانم آن لحظه كجا باشم و چه كنم؟
شريعتي و آزادي
واي آزادي تو را دوست دارم ، به تو نيازمندم، به تو عشق مي ورزم .