دلواپسو بيتابم
باز امشبم بي خوابم
ازت خبر ندارمو
تا خود صبح بيدارم
حس خوبي ندارم
چشام همش به ساعته
مي پرسم اون چه حسيه؟
يکي ميگه خيانته
گوشيو بردار تا صدات
يه ذره آرومم کنه
اين نفساي آخره
دلم داره جون ميکنه
همش دارم فکر ميکنم
دست يکي تو دستته
دارم مي ميرم اي خدا
فکر ميکنم حقيقته