دخترک برگشت، چه بزرگ شده بود.
پرسیدم: پس کبریت هایت کو؟
پوزخندی زد. گونه اش آتش بود ... سرخ ، زرد
گفتم: می خواهم امشب با کبریت های تو، این سرزمین را به آتش بکشم !
دخترک نگاهی انداخت، تنم لرزید ?.
گفت: کبریت هایم را نخریدند؛ سالهاست تن می فروشم
سلام دوست عزیز
من قبلا این مطلب را خونده بودم و ازش خیلی خوشم میاد
برای اینکه با اینکه خیلی تلخه اما یه جورایی واقعیت را نشون میده
دختر کبریت فروش!؟؟؟!
تصـاویری که نشـان میدهد انسـانیت هنـوز وجـود دارد
تغییر مفاد برخی دروس به شیوه احمدی نژاد
22911 بازدید
4 بازدید امروز
0 بازدید دیروز
5 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.