خنده نکن بر دست و پا زدنم که جان میدهم در این دم
خیره شدم به افقهای دوردست چشمان تو
در میان حلقه جلادان زشت سرشت غم
تو بیهوده مپندارعشق مرا که اگر بود از اجل دست خلاصی
عالم تماشاگر عشق من بود که اصیل است
لیک دلم از زنجیرغمت نیافت رهایی که اسیر است
گرتورا معنای عشق بود به فلسفه وجودت
وآنگه نبودم در احاطه این زشت سرشتان که امروز جانم می ستانند
ترا را به آسمان دعوت می کنم بیا و ببین
که ستارگان بر احول غمم نوحه غم می خوانند
مکن خنده بر من عاشق پیشه که دیوانه نبودم
خیال پرواز با پر عشق تو داشتم و مستانه نبودم
برو ای ستاره بی فروغ محبت که نکردی با آن چشم خمارت نگه ی
لیک من رفتم و تو مانند ی و بر دوش توست بس عظیم گنه ی
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.