بيرون آمد و با آنها بزرگ شد.در تمام زندگيش او همان کارهايی را انجام داد که مرغها
ميکردند،برای پيدا کردن کرمها و حشرات زمين را ميکند و قدقد ميکرد و گاهی هم با
دست و پا زدن بسيار کمی در هوا پرواز ميکرد.
سالها گذشت و عقاب پير شد.
روزی پرنده با عظمتی را بالای سرش بر فراز آسمان ابری ديد.او با شکوه تمام،با يک
حرکت ناچيز بالهای طلاييش ، برخلاف جريان شديد باد پرواز ميکرد.
عقاب پير ، بهت زده نگاهش کرد و پرسيد:اين کيست؟
همسايه اش پاسخ داد : اين عقاب است سلطان پرندگان او متعلق به آسمان است و ما
زمينی هستيم.
عقاب مثل مرغ زندگی کرد و مثل مرغ مرد،زيرا فکر ميکرد مرغ است.
درست است دوستان مرغ بودن کار ساده ايست اما تلاش کردن و عقاب شدن سختی
بسيار دارد پس بياييد همه با هم دست در دست هم و با کمک به يکديگر پرواز را ياد
بگيريم و آنرا به ديگران نيز ياد دهيم.
11221 بازدید
5 بازدید امروز
2 بازدید دیروز
13 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.