پاییزای فصل زیبای
ای آنکه بر جنازه گلهای باغ من
جز گریه
هیچ کاری نمی کنی
هر چند غیر مرگ
_ که سرنوشت مشترک برگهاست
بر ساکنان باغ مقرر نمی کنی
ای همچو مرگ خوب و رهاننده و عزیز
پاییز
گویم اگر دوستت دارم مثل بهار
باور نمی کنی