پاسخ به شبهات دربارۀ همسران رسول خدا صلیالله علیه و آله و سلم
یكی از مواردی كه در فیلم موهن به ساحت رسول اعظم(ص) دستمایه قرار گرفته، تعداد ازدواجهای پیامبر(ص) است.
در سكانسهایی از این فیلم موهن، پیامبر(ص) را ـ نعوذبالله ـ فردی جاهطلب نشان میدهد كه به یارانش دستور كشتن مردان قبایل غیرمسلمان میدهد تا به این ترتیب زنان آنها را به غنیمت گیرد! در ادامه، سكانسهایی پخش میشود كه زبان از توصیف آنها شرم دارد.
این شبهه موضوع جدیدی نیست و همواره از سوی معاندان در طول تاریخ اسلام مطرح میشود.
محمد حسن قدردان قراملكی در كتاب "درباره پیامبر اعظم(ص)" درباره علل ازدواجهای پیامبر(ص) چنین مینویسد:
* ازدواجهای پیامبر، تابع مصالح دینی و اجتماعی
انگیزههای ازدواج حضرت، نه از سر شهوترانی و خوشگذرانی، بلكه اساساً بر طبق دستور الهی و بر پایه مصالح و مقتضیات اسلام در آن مقطع زمانی صورت گرفته بود.
ابوسفیان این دشمن پیامبر، وقتی از ازدواج ایشان با دختر خود، زمانی كه دخترش در حبشه تنها مانده بود، آگاه شد، گفت: "پشت این مرد به زمین مباد".
شرایط زمانی ازدواجها كه در اوج سختی و فشار جنگها بود و از طرفی ازدواج با زنان بیوه كه برخی چندین بار ازدواج كرده بودند و همسر نگرفتن از انصار كه به راحتی اسلام را پذیرفته بودند و عدم انتقاد از ازدواجهای پیامبر در زمان ایشان همگی از این مطلب نشان دارد كه این ازدواجها بر پایه مصالح و اقتضائات زمان بوده است نه از سر لذت كه برخی در پی القای آن هستند.
انگیزههای ازدواجهای حضرت را به صورت كلی میتوان در سه بخش انگیزههای سیاسی و اجتماعی، اخلاقی و دینی تحلیل و تبیین كرد كه به آنها اشاره میشود.
الف) انگیزههای سیاسی و اجتماعی (همبستگی با اقوام مختلف)
هنگامی كه پیامبر ندای اسلام را بلند كرد، تنها بود و تا مدتها جز عدهای محدود به او ایمان نیاوردند، او بر ضد تمام معتقدات خرافی عصر و محیط خود قیام كرد و به همه اعلام جنگ داد، طبیعی است كه همه اقوام و قبایل آن محیط بر ضد او بسیج شوند و باید از تمام وسایل برای شكستن اتخاذ نامقدس دشمنان استفاده كند كه یكی از آنها ایجاد رابطه خویشاوندی از طریق ازدواج با قبایل مختلف بود؛ زیرا محكمترین رابطه در میان عرب جاهلی، رابطه خویشاوندی محسوب میشد و داماد قبیله را همواره از خود میدانستند و دفاع از او را لازم و تنها گذاشتن او را گناه میشمردند، قرائن زیادی در دست داریم كه نشان میدهد ازدواجهای پیامبر لااقل در بسیاری از موارد، جنبه سیاسی داشته است.
در راستای این اهداف، پیامبر(ص) با عایشه دختر ابوبكر از قبیله بزرگ "تیم"، با حفصه دختر عمر از قبیله بزرگ "عدی"، با امحبیبه دختر ابوسفیان از قبیله نامدار بنیامیه، امسلمه از بنی مخزوم، سوده از بنیاسد، میمونه از بنیهلال و صفیه از بنیاسرائیل پیوند زناشویی برقرار كرد، ازدواج مهمترین پیوند و میثاق اجتماعی است؛ به ویژه در آن فرهنگ، تاثیر بسیاری از خود به جا میگذارد.
در آن محیط كه جنگ، خونریزی و غارتگری رواج داشت، بلكه به تعبیر ابنخلدون، جنگ و خونریزی جزو خصلت ثانوی آنان شده بود، بهترین عامل بازدارنده از جنگها و عامل وحدت و الفت، پیوند زناشویی بود.
با دقت در ازدواجهای حضرت، به این نكته پی میبریم كه همسران حضرت تنها از میان مهاجران و نه انصار بود، برای اینكه اتحاد و همدلی بین حضرت و انصار وجود داشته و به واسطهای نیاز نبود؛ اما بین حضرت و قبایل مهاجر، كدورت و دشمنیهایی اتفاق افتاده بود كه عقد ازدواج آنها را به عقد دوستی و وحدت تبدیل میكرد، به همین جهت پیامبر(ص) با قبایل بزرگ قریش، به ویژه با قبایلی كه بیش از دیگران با پیامبر(ص) دشمن بودند، مانند بنیامیه و بنیاسرائیل، ازدواج كرد؛ اما با قبایل انصار كه از سوی آنان هیچ خطری احساس نمیشد و آنان نسبت به پیامبر(ص) دشمنی نداشتند، ازدواج نكرد.
"گیورگیو" نویسنده مسیحی مینویسد: محمد(ص) امحبیبه را به ازدواج خود درآورد تا بدین ترتیب داماد ابوسفیان شود و از دشمنی قریش نسبت به خود بكاهد، در نتیجه پیامبر با خاندان بنیامیه و هند زن ابوسفیان و سایر دشمنان خونین خود خویشاوند شد و امحبیبه عامل بسیار مؤثری برای تبلیغ اسلام در خانوادههای مكه شد".
ب) انگیزههای اخلاقی
نكته دیگری كه بسیار حائز اهمیت است، اینكه با دقت در سیره پیامبر(ص) میتوان دریافت كه هیچگاه مقصود ایشان از این ازدواجها، تمایلات جنسی نبوده است، با تأمل در ازدواجهای حضرت، ما شاهد انگیزههای اخلاقی نوعاً حمایت مادی یا معنوی از زنان (همسران) هستیم كه شواهد زیر این ادعا را ثابت میكنند:
1. ایشان در طولانیترین بخش عمر خویش یعنی از 25 تا 50 سالگی فقط با همسر اول خویش حضرت خدیجه زندگی كرد و تا او زنده بود، همسر دیگری اختیار نكرد؛ در حالی كه ایشان در سن جوانی بودند، بعد از خدیجه نیز تا یك سال ازدواج نكرد، ازدواجهای متعدد پیامبر(ص) در هفت سال آغازین هجرت بوده است؛ یعنی در حد فاصل سنین 54 تا 61 سالگی بوده است.
2. علاوه بر این شكی نیست كسانی كه به زندوستی و شهوترانی نظر دارند، به طور معمول به دنبال جمال، زیبایی و زنان جوان هستند، ولی در سیره پیامبر اكرم(ص) نه تنها چنین چیزی وجود ندارد، بلكه ما شاهدیم كه ایشان بعد از ازدواج با دختر باكره با بیوهزنان و حتی با زنان پیر ازدواج میكند و این با انگیزه شهوانی مشابهتی ندارد.
3. علت ازدواج ایشان با امحبیبه (رمله) دختر ابیسفیان به این خاطر بود كه شوهرش در حبشه نصرانی شد، ولی او مسلمان باقی ماند؛ پس رسول خدا(ص) برای حمایت از او به صورت غیابی با ایشان ازدواج كرد و نجاشی حاكم حبشه از طرف پیامبر عقد را جاری ساخت.
در اینجا به صورت واضح میتوان انگیزه دینی و حمایتی پیامبر را دید و این كار با سخن كسانی كه این ازدواجها را با انگیزه شهوت میدانند سازگار نیست؛ چون این زن در حبشه بود و حتی زمان برگشت او مشخص نبود.
4. ازدواج گاهی برای حفظ جان برخی از زنان مسلمان صورت میگرفت. درباره سوده بنت زمعه این جهت را بیان كردند؛ چون همسر خود را از دست داده بود و اقوام او همه كافر بودند كه درباره او خطر كشته شدن یا اسارت و شكنجه وجود داشت، رسول خدا(ص) با ازدواج، او را نجات داده و در پناه خود قرار داد.
5. رسول خدا(ص) برای كمك و تأمین زندگی برخی از زنان كه بیوه شده بودند، با آنها ازدواج كرد؛ مانند ازدواج با زینب بنت خزیمه كه در جاهلیت به خاطر انفاق به فقرا و مساكین به اممساكین شهرت داشت، اما بعدها وی خود فقیر و تهیدست شده بود، پیامبر با ازدواج با او در پی حفظ آبروی وی برآمد.
6. انگیزه ایشان در ازدواج با امسلمه این بود كه او دارای كودكان یتیمی بود كه قادر به اداره آنها نبود.
7. در برخی از ازدواجها، انگیزه پیامبر، رهایی اسرا و آزادسازی آنها بود؛ چنانكه با صفیه دختر حیی بن اخطب یهودی ازدواج كرد كه دختر بزرگ یهودیان بود و او را از اسارت آزاد كرد.
8. حضرت با ازدواج با جویره دختر حارث بن ابیضرار رییس طایفه بنیالمصطلق كه به اسارت درآمده بود، موجبات آزادی همه اسرای این قبیله را فراهم آورد؛ چون مسلمانان دیگر وقتی دیدند این طایفه با پیامبر خویشاوند شدند، همگی اسرای این قوم را كه در دست داشتند، آزاد كردند و مردمان بنیالمصطلق وقتی این رفتار را دیدند، همگی به اسلام گرویدند.
این تعبیر لطیفی است كه نشان میدهد ازدواج پیامبر با زنان متعدد و مختلف برای حل یك سلسله مشكلات اجتماعی و سیاسی بوده است.
ج) انگیزههای دینی
چنان كه اشاره شد، بعضی از ازدواجهای پیامبر(ص) به امر الهی و به منظور اثبات یك حكم دینی یا برداشتن سنت جاهلی بود كه خود حضرت پیشقدم میشدند؛ اینجا میتوان به ازدواج با زینب بنت جحش اشاره كرد.
در اسلام "پسرخوانده" حكم پسر واقعی را ندارد و زن پسرخوانده بر مرد محرم نیست؛ در حالیكه در جاهلیت احكام پسر واقعی را بر پسر خوانده سرایت میدادند، از آن جمله زن پسرخوانده محرم بود، اسلام این حكم را باطل كرد. پیامبر(ص) به دستور خدا با زینب بنت حجش كه همسر مطلقه زید بن حارثه، پسرخوانده پیامبر بود، ازدواج كرد، تا حكم جاهلی را در عمل باطل كند و مردم، پذیرای نقض حكم جاهلی باشند.
اگر این ازدواج صورت نمیگرفت، ممكن بود زید بن حارثه، یا پسرش اسامه بن زید، بعد از رحلت پیامبر به عنوان پسر و وارث پیامبر مطرح میشد و مسیر امامت و وراثت خاندان پیامبر(ص) دگرگون میشد.
بسم‌الله الرØÙ…Ù† الرØÙŠÙ…
دوستان عزيز! آقا ÙØ±ÙŠØ§Ø¯ Ùˆ آقا عليرضا Ùˆ ... سلام
اختلا٠نظر شما Ùˆ همÙكران‌تان با من Ùˆ همÙكرانم يك اختلا٠بنياني است Ùˆ آن هم جهان‌بيني است. عزيزان! دو Ù†ÙØ± با دو جهان‌بيني Ùˆ نگاه Ù…ØªÙØ§ÙˆØª به دو برداشت مختل٠مي‌رسند.
شما از پشت يك عينك اومانيسم (انسان‌مØÙˆØ±ÙŠ/ بشرانگاري) به مسائل نگاه مي‌كنيد Ùˆ Ùكر مي‌كنيد كه انسان شاهزاده‌اي مطلقاً آزاد Ùˆ مختار براي هرگونه انديشه Ùˆ Ú¯ÙØªØ§Ø± Ùˆ كردار است Ùˆ در مقابل خداي خالق خود هيچ مسؤوليتي ندارد Ùˆ بر اساس Ø¯Ø±ÙŠØ§ÙØªâ€ŒÙ‡Ø§ÙŠ Ø®ÙˆØ¯ از هستي زندگي كند. به عبارت ديگر بشر را به رويگرداني از خالق خويش Ùˆ اهميت دادن به خود وجودي Ùˆ هويتي ÙØ±Ø§ مي‌خواند. چنين ÙØ±Ø¯ÙŠ Ø§ÙŠÙ† دنيا را قرارگاه اصلي خود مي‌بيند كه به هر وسيله در تلاش است به آسايش دلخواه خود (كه اشتباها اسم آن را آرامش گذاشته است) برسد Ùˆ هيچ مانعي در برابر خود نبيند Ùˆ به همين دليل خداوند را خدمتگزار خود مي‌داند Ùˆ خود را ارباب خدا؛ به همين دليل هيچ پيامبر Ùˆ دين Ùˆ نقشه راه كاربردي در زندگي را از او نمي‌پذيرد. [البته با كمي شدت Ùˆ ضع٠در Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ مختلÙ]
اما بنده از منظر يك ÙØ±Ø¯ موØÙ‘د خدامØÙˆØ± كه انسان را در مقابل خدا بنده‌اي مي‌بينم كه او را معجزه‌آسا از قطره‌اي مايع بدبو در رØÙ… مادر پروريده Ùˆ با Ø±ÙˆØ Ùˆ جسم بسيار پيچيده‌اي به اين دنيا آورده است كه بشر پس از قرنها تلاش، هنوز درمانده از شناخت كامل جسم است، Ú†Ù‡ برسد به Ø±Ø Ø§Ùˆ. البته خداوند نيمه اختياري هم به او داد تا به ميزان اطاعت Ù…ØØ¶ از خودش به او امتياز دهد Ùˆ پس از چند سالي زندگي در اين دنيا، او را ببرد Ùˆ بر اساس امتياز كسب كرده در عالم دنيا جايگاهش را در عالم بعد تعيين كند. انسان موØÙ‘د، اين دنيا را Ù…ØÙ„ گذر Ùˆ عالم آخرت را قرارگاه آرامش كامل خود مي‌بيند Ùˆ بهترين راهنما براي گذر سالم از اين دنياي ÙˆØ§Ù†ÙØ³Ø§ به سوي آخرتي (كه هيچ راهي جز هدايت خالقم براي شناخت آن ندارد) را خداي خالق اين هستي مي‌داند. اين انسان را در برابر ساير مخلوقات (غيرانسان) اشر٠مخلوقات مي‌داند Ùˆ خداوند همه هستي اعم از جاندار Ùˆ بي‌جان (غيرانسان) را در خدمت او قرار داه تا با Ú¯Ø±ÙØªÙ† رنگ خدايي، ارزش ملاقات Ùˆ هم‌نشيني خداوند را بيابد، همانطور كه هيچ يك از ما انسانها ØØ§Ø¶Ø± نيستيم با Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ÙŠ Ù†Ø§Ù…Ø£Ù†ÙˆØ³ با خودمان هم‌نشيني Ùˆ مجالست كنيم. چنين انساني در صورتي كه از امتياز بالايي برخوردار شود، در اين دنيا لياقت جانشيني خداوند را مي‌يابد Ùˆ خداوند ØÙƒÙŠÙ… او را به ØÙƒÙ…ت والايي مي‌رساند تا به هدايت بشر به قرارگاه اصلي‌اش باشد. طبيعي است كه همه ما در همين دنيا در مسؤوليتي كه به عهده داريم كسي را جانشين خود مي‌كنيم كه شايسته بوده Ùˆ اصول مديريتي ما را قبول دارد Ùˆ تغييرات خودمختارانه انجام نمي‌دهد؛ در غير اين صورت شيرازه مديريت امور از هم مي‌پاشد.
عزيزان نمي‌دانم چقدر با پژوهش Ùˆ ÙØ±Ø§ÙŠÙ†Ø¯ آن آشنا هستيد. بنده در دهها پژوهش اجتماعي، ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÙŠØŒ سازماني، مديريتي، سيستمي Ùˆ... نقش داشته Ùˆ يا آنها را هدايت كرده‌ام Ùˆ سالها بعنوان معاون پژوهشي Ùˆ جانشين رئيس يك مركز پژوهشي كه با اساتيد دكتري Ùˆ Ù¾Ø±ÙˆÙØ³ÙˆØ± (استادكامل-عالي‌ترين مقام علمي) سروكار داشته است، خدمت كرده‌ام Ùˆ ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ چند هزار كتاب در زمينه‌هاي مختل٠مطالعه كرده Ùˆ توÙيق بهره‌مندي از Ù…ØØ¶Ø± اساتيد مختل٠را داشته‌ام. (اميدوارم بعنوان خودتعريÙÙŠ قلمداد نكنيد، هدÙÙ… ØµØ±ÙØ§ نشان دادن ميزان آشنايي‌ام با عرايضي است كه مي‌خواهم عرض كنم)
عرض بنده اين است كه: براي رسيدن به ØÙ‚يقت يك مطلب، بايد ÙØ±Ø¢ÙŠÙ†Ø¯ يك پژوهش طي شود تا بشود براي آن ارزش علمي قائل بود. با بيان چند مطلب Ø§ØØ³Ø§Ø³ÙŠ ÙŠØ§ برداشت ذهني ÙØ±Ø¯ÙŠ Ù†Ù…ÙŠâ€ŒØªÙˆØ§Ù† به ØÙ‚يقت يك مطلب رسيد.
برعكس عوام كه Ùكر مي‌كنند ضرب‌المثل "ØÙ‚يقت تلخ است" به معني "گريزان بودن مردم از ØÙ‚يقت" است، در روند علمي تØÙ‚يقاتي چند ده ساله عمرم ÙŠØ§ÙØªÙ‡â€ŒØ§Ù… كه از آنجا كه دست‌يابي به ØÙ‚يقت نيازمند يك ÙØ±Ø¢ÙŠÙ†Ø¯ تØÙ‚يقاتي طولاني است Ùˆ انسان از طبع Ù†ÙØ³Ø§Ù†ÙŠ Ø¹Ø¬ÙˆÙ„ Ùˆ سطØÙŠâ€ŒÙ†Ú¯Ø±ÙŠ Ø¨Ø±Ø®ÙˆØ±Ø¯Ø§Ø± است، ØÙ‚يقت برايش تلخ است. در واقع، اين خود ØÙ‚يقت نيست كه برايش تلخ است، بلكه اين ÙØ±Ø¢ÙŠÙ†Ø¯ ØÙ‚يقت (كه نياز به ژرÙ‌نگري Ùˆ تعقّل دارد) است كه برايش تلخ است. بدبختي انسانها هم از همين مآل‌نيانديشي Ùˆ سطØÙŠâ€ŒØ§Ù†Ø¯ÙŠØ´ÙŠ Ø§Ø³Øª.
تعقل Ùˆ انديشه در همه اديان از جمله اسلام از سوي خداوند مورد تأكيد قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ØŒ هرچند تنها در دين ØªØØ±ÙŠÙ نشده اسلام همچنان بروز Ùˆ ظهور Ø´ÙØ§ÙÙŠ داشته Ùˆ در ساير اديان ØªØØ±ÙŠÙ شده رنگ باخته است. بر خلا٠دروغ‌پردازي‌هاي دشمنان اسلام، عقل ابزار Ù…ØÙˆØ±ÙŠ ÙŠÙƒ مسلمان است، اما عقل٠پژوهشي نه Ø§ØØ³Ø§Ø³ÙŠØŒ عقل ØÙ‚‌مØÙˆØ± نه عقل خودمØÙˆØ±Ù خودخواه، عقل جستجوگر ژرÙ‌نگر نه عقل سطØÙŠâ€ŒÙ†Ú¯Ø±.
عزيزان! خيلي از مطالبي كه Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ مي‌گويند Ùقط يك تعبير ذهني است Ùˆ مسير تÙكر Ùˆ تعقل را سير نكرده است.
در تعبير ذهني كه يك روند خودكار ذهني است، سه Ø§ØªÙØ§Ù‚ پيش مي‌آيد:
1- ØØ°Ù: ما Ùقط بخشي از يك موضوع را مي‌نگريم كه دل‌مان مي‌خواهد (مصادره به مطلوب)
2- ØªØØ±ÙŠÙ: سپس مطالب ناقص Ø¯Ø±ÙŠØ§ÙØªÙŠ Ø±Ø§ با ادبياتي كه همراه با خطاهاي بسيار انساني است، دچار ØªØØ±ÙŠÙ Ùˆ Ø§Ù†ØØ±Ø§Ù از ØÙ‚يقت مي‌شود
3- تعميم: اگر در يك ليوان آب يك قطره جوهر بچكانيد، با سرعت در تمام آب ژخش مي‌شود. ذهن ما هم همينطور عمل مي‌كند؛ هر مطلبي را Ø¯Ø±ÙŠØ§ÙØª مي‌كند، به تمام مطالب ديگر تعميم مي‌دهد Ùˆ شناخت ما را از همه امور به Ø§Ù†ØØ±Ø§Ù مي‌كشاند.
به خاطر همين ÙØ±Ø¢ÙŠÙ†Ø¯ خطرناك ذهني است كه ما بايد به همه امور، اعم از جسمي، روØÙŠØŒ تاريخي Ùˆ... نگاه پژوهشي Ùˆ تخصصي كنيم. لذا براي مقابله با ÙØ±Ø¢ÙŠÙ†Ø¯ خطرناك تعبير ذهني، پژوهشگر با ØØ°Ù خودنگري Ùˆ تك‌انديشي Ùˆ با بهره‌گيري از همه انديشمندان، تجارب قبلي، ابتكارات جديد Ùˆ...ØŒ از سه مرØÙ„Ù‡ مهم Ùˆ كلان در پژوهش‌اش عبور كند:
1- ادبيات تØÙ‚يق/مجموعه Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Øª Ùˆ Ù…ÙØ§Ù‡ÙŠÙ… (terminology) [براي مقابله با ØØ°Ù]: در اين مرØÙ„Ù‡ با آشنايي با تمامي Ù…ÙØ§Ù‡ÙŠÙ… اصلي Ùˆ ÙØ±Ø¹ÙŠ Ùˆ ادبيات Ùˆ واژگان موضوع تØÙ‚يق، تلاش مي‌شود كه هيچ زاويه‌اي از آن پوشيده نمانده Ùˆ ØØ°Ù نشود.
2- روش‌شناسي (methodology) [براي مقابله با ØªØØ±ÙŠÙ]: پس از شناخت اوليه از موضوع بايد يك روش تØÙ‚يق متناسب با آن در نظر Ú¯Ø±ÙØª. آنقدر اين مرØÙ„Ù‡ از تØÙ‚يق سخت Ùˆ مهم است كه انتخاب درست آن كمبودهاي مرØÙ„Ù‡ اول را نيز پوشش مي‌دهد Ùˆ انتخاب نادرست آن پژوهش را ÙØ§Ù‚د اعتبار مي‌كند.
3- همه‌گيرشناسي (Epidemiology) [براي مقابله با تعميم نادرست]: پژوهشگر موظ٠است تمامي راههاي مناسب براي ÙØ±Ø§Ú¯ÙŠØ±Ø³Ø§Ø²ÙŠ Ùˆ كاربردي كردن نتايج پژوهش يا به عبارتي "نقشه راه" عملياتي كردن آن را بيابد تا از تعميم نادرست، Ø§ØØ³Ø§Ø³ÙŠ Ùˆ ÙØ±Ø¯Ø§Ù†Ø¯ÙŠØ´ÙŠ Ø¢Ù† ممانعت كند.
كمي بيانديشيم:
يك اداره كوچك را در يك سازمان بدون Ø´Ø±Ø ÙˆØ¸Ø§ÙŠÙ Ø¨Ø±Ø§ÙŠ كاركنان آن رها نمي‌كنند، چطور مي‌شود خداوند، جهان به اين عظمت كه انسان پس از هزار جان‌كندن، علمش Ùقط گوشه‌اي از آن را در بر مي‌گيرد، بدون مقررات Ùˆ ØØ³Ø§Ø¨ Ùˆ كتاب Ùˆ راهنما رها كرده باشد كه هر كس هر طور عشقش كشيد Ø±ÙØªØ§Ø± كند؛ جهاني كه از يك Ø·Ø±ÙØŒ براساس آخرين دستاوردهاي ناچيز علمي بشر، ستاره‌اي ÙŠØ§ÙØª شده است كه يك ميليون سال نوري (برابر 2592 ضرب در 10 بتوان 13 كيلومتر) با زمين ÙØ§ØµÙ„Ù‡ دارد Ùˆ از طر٠ديگر موجوداتي بنام انسان با انواع استعدادهاي روØÙŠØŒ غريضي Ùˆ ... كه وقتي خود را رهاي از هر پاسخ‌گويي مي‌بيند، براي رسيدن به Ù…Ù†Ø§ÙØ¹ نامشروع اقدامات ماكياوليستي كرده Ùˆ دست به هر جنايت Ùˆ Ù…Ù†ÙØ¹Øªâ€ŒØ·Ù„بي Ùˆ بهره‌كشي Ùˆ ... مي‌زند (همانطور كه امپرياليست‌هاي سردمدار نظريه اومانيسم چنين كرده Ùˆ مي‌كنند).
از آنجا كه همه جهان Ùˆ انسانها مخلوق خدا هستند، نقش اصلي Ùˆ Ù…ØÙˆØ±ÙŠ Ø§ØªÙØ§Ù‚ات Ùˆ به عبارتي برقراري Ùˆ پايداري قوانين هستي (اعم از مادي، مثل جاذبه زمين Ùˆ... Ùˆ يا معنوي Ùˆ ماوراء ماده مثل قدرت‌هاي روØÙŠ Ø§Ù†Ø³Ø§Ù† ناشي از رياضت، Ùˆ همچنين قدرت‌هاي ملكوتي Ø§Ù†ØØµØ§Ø±ÙŠ Ø®ÙˆØ¯ خداوند) كه ما بر اساس آنها زندگي مي‌كنيم، در يد قدرت خداوند است كه با شايسته‌سالاري آن را مديريت مي‌كند.
آري خداوند علاوه بر ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯Ù† كتاب آسماني Ùˆ تعيين انبياء Ùˆ اوليائي كه شايستگي هدايت بشر را دارند، هر از گاهي كه بشر با بكار نبردن عقل خود براي انديشيدن به معاد اخروي خود Ùˆ غرق شدن در شهوات Ùˆ خواسته‌هاي دنيايي خود، خيلي Ù…Ù†ØØ±Ù مي‌شود Ùˆ در مقابل كتاب راهنما Ùˆ ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯Ú¯Ø§Ù†Ø´ مقاومت مي‌كند، با توق٠و يا تغيير Ù„ØØ¸Ù‡â€ŒØ§ÙŠ Ø§Ù†Ø±Ú˜ÙŠ ØÙŠØ§ØªÙŠ Ø¬Ù‡Ø§Ù† كه در يد قدرت اوست، مقاومت‌ها را مي‌شكند Ùˆ ÙØ±Ø¢ÙŠÙ†Ø¯ ØØ±ÙƒØªÙŠ Ø¨Ø´Ø± را Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ù…ÙŠâ€ŒÙƒÙ†Ø¯.
براي ÙˆØ¶ÙˆØ Ø¨ÙŠØ´ØªØ± Ùˆ از باب مثل، رابطه هستي با قدرت خداوند مانند رابطه شبكه برق، كليد Ùˆ لامپ است. Ùقط وقتي با روشن كردن كليد لامپ روشن مي‌شود كه شبكه برق برقرار باشد. اگر وزارت نيرو شبكه را Ù„ØØ¸Ù‡â€ŒØ§ÙŠ Ù‚Ø·Ø¹ Ùˆ وصل كند، تمام امور در هم مي‌ريزد.
خداوند آسمانها Ùˆ زمين را نگاه مي‌دارد تا (از نظام خود) Ù…Ù†ØØ±Ù نشوند Ùˆ هرگاه Ù…Ù†ØØ±Ù گردند، كسي جز او نمي‌تواند آنها را نگاه دارد. او داراي ØÙ„Ù… Ùˆ آمرزنده است. (ÙØ§Ø·Ø±-41)
معتقدان به اومانيسم، با ØØ°Ù نقش خالق هستي در ÙØ±Ø§ÙŠÙ†Ø¯ Ø§ØªÙØ§Ù‚ات (كه نقش اصلي است) Ùˆ ØµØ±ÙØ§ با در نظر Ú¯Ø±ÙØªÙ† نقش مخلوقات (كه ÙØ±Ø¹ÙŠ Ùˆ عارضي هستند) به Ø§Ù†ØØ±Ø§Ù Ùˆ خطاي بزرگي در شناخت دچار مي‌شوند.
دوستان عزيز! من و شما چه بخواهيم چه نخواهيم، بخش جبري خلقت را بايد بپذيريم وگرنه خود را به هلاكت انداخته‌ايم.
ما Ú†Ù‡ بخواهيم Ùˆ Ú†Ù‡ نخواهيم جاذبه وجود دارد Ùˆ براي پرواز Ùˆ برخواستن از زمين، قوانين علمي معيني وجود دارد؛ خورشيد Ùˆ ماه Ùˆ ستارگان از قوانين خاصي تبعيت مي‌كنند، Ø±ÙØªÙ† به ÙØ¶Ø§ قوانين خاصي دارد Ùˆ... ماييم كه بايد خودمان را با آنها تطبيق دهيم Ùˆ هرگز توانايي تطبيق Ùˆ تغيير قوانين Ùˆ به هم زدن آنها را نداريم، چونكه خالق آنها نيستيم.
Ø±ÙˆØ Ùˆ روان ما هم قوانين مربوط به خود را دارد كه الزاما بايد از آنها تبعيت كنيم وگرنه به خودمان صدمه زده‌ايم. اما مطلب مهمي كه باعث مي‌شود عده‌اي بگويند من دوست دارم هرجور دلم مي‌خواهد با خدا ارتباط داشته باشم نه اينكه خداوند پيامبر Ùˆ كتاب برايم Ø¨ÙØ±Ø³ØªØ¯ Ùˆ براي من راه Ùˆ كار تعيين كند، اين است كه:
اولا: از آنجا كه ما در دنياي مادي زندگي مي‌كنيم، قوانين غيرمادي مخلوق خداوند برايمان ملموس نيست Ùˆ در اكثر قريب به Ø§ØªÙØ§Ù‚ آنها نمي‌توان مثل قوانين مادي Ùˆ Ùيزيكي از راه تجربه به آنها رسيد Ùˆ تنها راه آگاهي از آنها ÙØ±Ø§Ú¯ÙŠØ±ÙŠ Ùˆ تبعيت از انبياء الهي است.
ثانيا: اثر تمرد از آنها مثل قوانين مادي زودهنگام نيست تا ما از تمرد نسبت به آنها بهراسيم Ùˆ اين هم ناشي از لط٠خداست؛ به دليل اينكه ÙØ±Ø¢ÙŠÙ†Ø¯ مطالعاتي Ùˆ ژرÙ‌نگري طولاني‌تري نسبت به امور مادي براي انسان لازم است تا به قوانين Ùˆ الزامات روØÙŠ Ùˆ رواني خود دست يابد. خداوند در آيه 45 سوره ÙØ§Ø·Ø± آن را بيان Ù…ÙŠâ€ŒÙØ±Ù…ايد:
وَلَوْ ÙŠÙØ¤ÙŽØ§Ø®Ùذ٠اللَّه٠النَّاسَ بÙمَا كَسَبÙوا مَا تَرَكَ عَلَي ظَهْرÙهَا Ù…ÙÙ† دَابَّة٠وَلَكÙÙ† ÙŠÙØ¤ÙŽØ®Ù‘ÙØ±ÙÙ‡Ùمْ Ø¥ÙÙ„ÙŽÙŠ Ø£ÙŽØ¬ÙŽÙ„Ù Ù…Ù‘ÙØ³ÙŽÙ…ًّي ÙÙŽØ¥ÙØ°ÙŽØ§ جَاء أَجَلÙÙ‡Ùمْ ÙÙŽØ¥Ùنَّ اللَّهَ كَانَ Ø¨ÙØ¹ÙبَادÙه٠بَصÙيرًا (ÙØ§Ø·Ø±-45)
اگر خداوند مردم را بسبب كارهايي كه مرتكب شده‌اند مجازات كند، جنبنده‌اي را بر پشت زمين باقي نمي‌ماند ولي (به Ù„Ø·ÙØ´) آنها را تا سرآمد معيّني تأخير مي‌اندازد (Ùˆ مهلت Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ù…ÙŠâ€ŒØ¯Ù‡Ø¯) امّا هنگامي كه اجل آنان ÙØ±Ø§ رسد، (خداوند هر كس را به مقتضاي عملش جزا مي‌دهد) به يقين خداوند نسبت به بندگانش بيناست.
ما براي سقوط نكردن از يك مكان Ù…Ø±ØªÙØ¹ از نزديك شدن به لبه آن مي‌ترسيم Ùˆ آن را عادي مي‌بينيم چونكه زوداثر است Ùˆ توانايي ØØ°Ù قانون جاذبه را هم نداريم، پس بي‌اعتراض تسليم آن مي‌شويم Ùˆ در صورت نياز به پايين آمدن از Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ از روشهاي مختلÙÙŠ كه بتوان قانون جاذبه را مديريت كرد، مانند ابزارهاي كوهنوردي يا آسانسور Ùˆ پله Ùˆ نردبان Ùˆ... Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ مي‌كنيم Ùˆ نمي‌گوييم من دلم نمي‌خواهد قانون جاذبه را بپذيرم.
اما بشر در مقابل قوانين روØÙŠ Ùˆ رواني به دلايلي كه در بالا عرض كردم (ملموس نبودن Ùˆ بالطبع ديرشناخت بودن، Ùˆ ديراثر بودن قوانين روØÙŠ Ùˆ رواني)ØŒ سركشي كرده Ùˆ ضمن از دست دادن Ù…ØØ§Ø³Ù† Ùوق‌العاده آن، Ù…ØªØ£Ø³ÙØ§Ù†Ù‡ در درازمدت تاوان سختي مي‌پردازد.
نمي‌دانم چقدر با نظريه سيستم‌ها آشنايي داريد. در نطريه سيستم‌ها Ø¨ØØ«ÙŠ Ø¯Ø§Ø±ÙŠÙ… با عنوان "آنتروپي(Entropy)".
آنتروپي به زبان ساده يعني اينكه هر چيزي به ØØ§Ù„ خودش رها بشود، بتدريج تجزيه مي‌شود Ùˆ به ØØ§Ù„ اوليه خودش درمي‌آيد.
قائده كلي اين است كه هر چيزي را رها كنيم Ùˆ به آن نرسيم Ùˆ از راه صØÙŠØ Ùˆ مناسب، آن را رشد ندهيم، از بين مي‌رود، سقوط مي‌كند، مضمØÙ„ شده Ùˆ به شكل اوليه‌اش درمي‌آيد.
قانون آنتروپي باعث مي‌شود جسم انسان بعد از مردن Ùˆ دÙÙ† شدن Ùˆ گذشت چندين سال به تدريج به خاك تبديل شود، زيرا تعلق Ø±ÙˆØ Ø§Ø² جسم برداشته شده Ùˆ به عبارتي انرژي الهي از جسم قطع مي‌شود Ùˆ جسمي كه اين همه به آن بها مي‌دهيم Ùˆ صدها تخصص Ùˆ Ùوق‌تخصص در دانشگاهها براي نگهداري آن پرورش مي‌دهيم، با يك اشاره خداوند ارتباط انرژي ØÙŠØ§ØªÙŠ (روØ) از آن قطع مي‌شود Ùˆ هيچ كاري از دست هيچ Ùوق‌تخصصي برنمي‌آيد.
بر اساس اين قانون كه برداشت ÙلسÙÙŠ از قانون ترموديناميك دوم است، ما براي زنده ماندمان Ù„ØØ¸Ù‡ به Ù„ØØ¸Ù‡ به عنايت خداوند نسبت به خودمان نيازمنديم. آيا اين انصا٠است كه شكر Ùˆ سپاس او را به Ù†ØÙˆÙŠ ÙƒÙ‡ خودش مي‌گويد، بجا نياوريم.
وقتي پزشكي ما را معالجه مي‌كند، هزينه‌اش را مي‌پردازيم Ùˆ متناسب با ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯Ø´ از او سپاسگزاري مي‌كنيم Ùˆ تمام دستوراتش را عمل مي‌كنيم تا از جسم‌مان سالم شود، آيا اينكه از خداوند متناسب با ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ خدايي‌اش (آنطوركه خودش مي‌گويد) سپاسگزاري كنيم Ùˆ به دستوراتش عمل كنيم تا Ø±ÙˆØ Ù…ØªØ¹Ø§Ù„ÙŠ Ùˆ ارزشمند بيابيم، ØØ±Ù نامربوطي است؟
ما چه بخواهيم و چه نخواهيم:
(در نهايت Ùˆ پس از اتمام مهلت خداوند به بشر) راه ØÙ‚ مستقر شده Ùˆ باطل نابود مي‌شود. چرا كه باطل از درون به نابودي Ùˆ اضمØÙ„ال گرايش است. (اسري-81)
اگر به تاريخ بشر Ùˆ انبياء بنگريم، بارها پس از اتمام ØØ¬Øª خداوند Ùˆ صبر بلندمدت، قانون استيلا (غلبه كردن) ØÙ‚ بر باطل جاري شده Ùˆ ØÙ‚ مستقر شده است، مانند ماجراي ØØ¶Ø±Øª Ù†ÙˆØØŒ هود، موسي Ùˆ.... اين امر پايان‌ناپذير بوده Ùˆ تا نسل بشر باقي است، اين قوانين هم به قوت خود باقي است.
اما سؤال عجيب اين است كه Ú¯ÙØªÙ‡ مي‌شود: "چرا شما خدا را از هزار Ùˆ چهار صد سال پيش مي‌شناسيد؟"
خداوند ØÙ‚يقت Ù…ØØ¶ است Ùˆ در طول زمان ثابت بوده Ùˆ دستخوش تغيير نمي‌شود.
مثل اين است كه بگوييد هزاران سال معناي عقل يك چيزي بود Ùˆ الآن چيز ديگري؟!! عقل بستر انديشيدن Ùˆ مغز ابزار آن است. اين ØÙ‚يقت كه در طي زمان دستخوش تغيير نمي‌شود.
بشر ماده‌زده تا چند دهه پيش Ùكر مي‌كرد، ØØ§Ùظه در بخشي از مغز انسان قرار دارد، اما بعد متوجه شد كه در روند بارساري سلول‌ها، سلول‌هاي مغز ابتدا از بين مي‌رود، بعد سلول جديد جايگزين آن مي‌شود. خوب وقتي سلولي از ØØ§Ùظه از بين مي‌رود، اطلاعاتش هم نابود مي‌شود، پس سلول جديد از كجا اطلاعات جديد را بدست مي‌آورد. اينجا بود كه مجبور به تسليم در برابر انديشه ديني شد كه آنچه ما در مغز داريم "ذاكره" است نه "ØØ§Ùظه". ØØ§Ùظه در Ø±ÙˆØ Ù…Ø§ قرار دارد كه با خلق سلول جديد در بدن، اطلاعات سلول نابود شده را به آن منتقل مي‌كند.
بشر تا چند دهه پيش Ùكر مي‌كرد خورشيد ثابت است، بعد Ùهميد كه خورشيد نيز ثابت نيست. همين قرآن 1400 سال پيش Ù…ÙŠâ€ŒÙØ±Ù…ايد:
ÙˆÙŽ الشَّمْس٠تَجْري Ù„ÙÙ…ÙØ³Ù’تَقَرّ٠لَها ذلÙÙƒÙŽ تَقْدير٠الْعَزيز٠الْعَليم٠(يس-38)
Ùˆ نيز خورشيد تابان بر مدار معيّن خود دايم بيâ€Ù‡ÙŠÚ† اختلا٠به گردش است. اين Ø·Ø±Ø Ùˆ تدبير خداي داناي مقتدر است (Ùˆ برهان ديگر بر قدرت اوست).
الشَّمْس٠وَ Ø§Ù„Ù’Ù‚ÙŽÙ…ÙŽØ±Ù Ø¨ÙØÙØ³Ù’بانÙ(الرØÙ…Ù†-5)
خورشيد Ùˆ ماه با ØØ³Ø§Ø¨ منظّمي ميâ€Ú¯Ø±Ø¯Ù†Ø¯.
اما در خصوص اين عبارت كه "ما خودمان بايد خدا را درك كنيم Ùˆ نيازمند كسي بعنوان پيامبر Ùˆ امام نيستيم،" يا "خدايي كه تو قالب زمان Ùˆ مكان باشه Ùˆ Ùقط زبون عربي بدونه ..." كه اكثرا اين روزها زده مي‌شود:
- اگر كتاب قرآن كه خداوند براي بشر نازل كرده Ùˆ بعضيي از مطالب شناختي يا علمي آن را انسان مغرور تازه Ùهميده Ùˆ خيلي از آن را بعدا خواهد Ùهميد، مربوط به 1400 سال پيش است، سخن بالا مربوط به انسان‌هاي جاهل مغرور هزاران سال پيش است.
- تمام اين جنگ Ùˆ ستيزهاي دنيا، Ú†Ù‡ بين متدينين (معتقدان واقعي به دين كه تنها راه نجات بشر را مديريت خدامØÙˆØ±Ø§Ù†Ù‡ جهان مي‌داند) Ùˆ غيرمتدينين (اومانيستها، اعم از ماترياليستها يا Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ ظاهرا مسلمان، مسيØÙŠØŒ يهودي Ùˆ ...) Ùˆ يا خود غيرمتدينين با يكديگر، ريشه‌اش در همين منيّت‌هاي اومانيست‌هاست كه هركدام انديشه خود را ØÙ‚ مي‌دانند Ùˆ براي رسيدن به آن، به هر جنايتي دست مي‌زنند Ùˆ خون‌آشامي مي‌كنند. به Ø±Ø§ØØªÙŠ Ø¨Ù‡ بمباران Ùˆ قتل عام مردم ساير كشورهاي جهان Ùˆ ساير اقوام مي‌پردازند، رسما در جهان شكنجه‌گاه دارند Ùˆ بدتر از آن مثل امريكا شكنجه Ùˆ ... را رسما بعنوان قانون به تصويب مي‌رسانند. به اسم آزادي بيان بدترين نوع نژادپرستي Ùˆ Ø±ÙØªØ§Ø± اهانت‌آميز را نسبت به ديگران Ùˆ عقايد Ùˆ مقدساتشان مي‌كنند؛ ولي ØØªÙŠ ØªØÙ…Ù„ تØÙ‚يق در مورد يك واقعه تاريخي (هلوكاست) را كه به دروغ در مورد آن غلو شده تا مورد سوء Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ سياسي قرار گيرد Ùˆ صدها هزار انسان بي‌گناه را به بهانه آن قتل‌عام كنند، ندارند Ùˆ ØØªÙŠ Ø¯Ø§Ù†Ø´Ù…Ù†Ø¯Ø§Ù† خودشان مثل رژه‌گارودي Ùˆ ... را سركوب مي‌كنند. Ùˆ ...
- خداوند در قالب زمان Ùˆ مكان نيست. اگر دستوري براي ما تعيين كرده است كه به زمان Ùˆ مكان وابسته است، بخاطر ماست كه زمان Ùˆ مكان ما را Ø§ØØ§Ø·Ù‡ كرده است.
- Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØª با زبان عربي بودن نماز Ùˆ ... مثل اين است كه بگوييم زبان ما ÙØ§Ø±Ø³ÙŠ Ø§Ø³Øª چرا بايد مثلا ÙØ±Ù…ول‌هاي رياضي را با Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از نماد لاتين بنويسيم. اساتيد زبان اذعان دارند كه زبان عربي از هر نظر كامل‌ترين زبان است. از آن گذشته، ما براي Ùهم مطالب در قيد زبان Ùˆ بيانيم؛ خوب اگر خداوند هر زباني براي انتقال ØÙ‚ايق به بشر Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ مي‌كرد، ممكن بود كسي اعتراض كند.
از اينكه طولاني شد، پوزش مي‌خواهم
مطلب آخر اينكه: ما خوب خودمان را مي‌شناسيم كه دليل اكثر (البته نه همه) Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ متمرد از دين Ùˆ شريعت، غرور Ùˆ Ø®ÙˆØ¯Ø´ÙŠÙØªÚ¯ÙŠ Ùˆ خوش‌گذراني‌هاي Ø¨ÙŠâ€ŒØØ¯ÙˆØØµØ± در دنياست Ùˆ ØØ§Ø¶Ø± نيستند در Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از لذات دنيايي هيچ چارچوبي براي خود قائل باشند؛ به همين دليل به نقض قوانين خداوند مي‌پردازند Ùˆ قطعا هم در اين دنيا Ùˆ هم در آخرت تبعات نقض قوانين را مي‌پردازند. Ùˆ اصلا بخاطر همين ØµÙØª ناپسند "غرور Ùˆ Ø®ÙˆØ¯Ø´ÙŠÙØªÚ¯ÙŠ(كه روانشناسان نيز به شدت آن را نكوهيده‌اند)" است كه نماز با عبارت "الله‌اكبر" شروع مي‌شود تا انسان را متوجه كند كه در مقابل خدايي كه بزرگتر از هر چيز Ùˆ جايگاه Ùˆ تصوري است كه در ذهن كوچك ما پديد مي‌آيد، تواضع كن Ùˆ دست از غرور Ùˆ Ø®ÙˆØ¯Ø´ÙŠÙØªÚ¯ÙŠ Ø¨Ø±Ø¯Ø§Ø±.
واقعا بجز انسانهايي كه اعتقادات پاك خدامØÙˆØ±Ø§Ù†Ù‡ دارند Ùˆ هرگونه صدمه جسمي Ùˆ كشته شدن در برابر دشمنان متجاوز به آب Ùˆ خاك Ùˆ ناموس كشور را يك سعادت مي‌دانند، Ú†Ù‡ كسي ØØ§Ø¶Ø± است براي عيش Ùˆ نوش ديگران جسم خود را به هلاكت اندازد؟
جانبازي از جانبازان Ø¯ÙØ§Ø¹ مقدس
درود
همه ØØ±Ùهای شما درست اگه از این ØØ±Ùها بگزریم سرداران اسلام Ú†ÛŒ هنها چرا مردان را میکشتند وزنان را به کنیزی میبردند چرا اسلام برده داری را منع نکرد
رامهرمز نيز پس از جنگي سخت به تصر٠سپاهيان اسلام در آمد Ùˆ ÙØ§ØªØØ§Ù† عرب؛ بسياري از مردم را کشتند Ùˆ زنان Ùˆ کودکان ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù†ÙŠ Ø±Ø§ برده ساختند Ùˆ مال Ùˆ متاع Ù‡Ù†Ú¯ÙØªÙŠ Ø¨Ú†Ù†Ú¯ آوردند.(کتاب Ø§Ù„ÙØªÙˆØØ› ØµÙØÙ‡ 215
چرا این همه ظلم مگر مسلمان نبودند
در ØÙ…له ÙŠ اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهيان اسلام به سختي جنگيدند؛ بطوريکه سردار عرب ( سعيد بن عاص ) از ÙˆØØ´ØªØ› نماز خو٠خواند . پس از مدتها پايداري Ùˆ مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند Ùˆ سعيد ابن عاص به آنان � امان � داد Ùˆ سوگند خورد � ÙŠÚ© تن از مردم شهر را نخواهد کشت � مردم گرگان تسليم شدند؛ اما سعيد ابن عاص همه ÙŠ مردم را بقتل رسانيد؛ بجز ÙŠÚ© تن؛ Ùˆ در توجيه پيمان شکني خود Ú¯ÙØª: � من قسم خورده بودم Ú©Ù‡ ÙŠÚ© تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهيان عرب در ØÙ…له به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاريخ طبري جلد پنجم ØµÙØÙ‡ Û²Û±Û±Û¶ - کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم Ø› ØµÙØÙ‡ Û±Û·Û¸
دروود بر ØÙ…ید
در این میان نقش زنان ØØ¶Ø±Øª Ú†Ù‡ میشود؟
آیا زنان Ùقط مهره ای بودند برای روابط بین اقوام ØŸ
آیا میل جنسی در آنان وجود نداشته Ùˆ Ùقط برای رضای خدا با پیغمبر ازدواج میکردند ØŸ
آیا ØØ³ زنان آن زمان با الان تغییر ÛŒØ§ÙØªÙ‡ Ùˆ برایشان اهمیتی نداشته Ú©Ù‡ شوهرش با چندین زن دیگر ازدواج کند ØŸ
ØÙ…ید جان اینها همه مغلطه اند ØŒ هرگز زنی را ÛŒØ§ÙØª نمیکنی Ú©Ù‡ راضی شود Ú©Ù‡ شوهرش ØŒ عشق زندگیش ØØªÛŒ یک شب از او دور باشد Ú†Ù‡ رسد به اینکه ......هرگز
بیاییم منطقی با قضیه برخورد کنیم
ÙØ±Ø¶ را بر این میگیریم تمام دلایل شما درست Ùˆ عین ØÙ‚یقت باشد
در اینصورت ØØªÙ…ا در ØÙ‚ همسران ØØ¶Ø±Øª ظلم شده
Ùˆ در آخر اگر شما دختر نه ساله ای داشته باشید (دختران نه ساله الان همه چیز را از طریق ارتباطات رسانه ای میدانند ØŒ بیشتر از دختران 1400 سال پیش ) آیا ØØ§Ø¶Ø± هستید به عقد مرد 50 ساله ویا 20 ساله درآورید ØŒ ØØªÛŒ اگر آن شخص پیغمبر خدا باشد؟
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.