علوم غریبه
انسان موجود بسيار پيچيدهاي است و داراي قدرتهاي عجيب و غريب فراوان ميباشد، كه اين خود نشانه و آيت عظمت خالق تواناست .
از اين روست كه ميتواند كارهاي خارقالعاده و غير طبيعي انجام دهد، اين گونه كارها معمولاً از ابعاد فيزيك و متافيزيك وجود بشرمنشاء ميگيرد
در بعد فيزيك انسان ميتواند با كمك ابزار و با انجام تمرينات، سرعت خود را در انجام برخي كارها افزايش دهد و يا نسبت به برخي پديدهها عادت پيدا كند كه براي سايرين عجيب مينمايد
در بعد متافيزيك انجام اين كار با استفاده از نيرويهاي رواني، فرارواني و روحي صورت ميگيرد.
برخي افراد با بهرهگيري از اين تواناييهاي خارقالعاده اقدام به پيشبرد اهداف شوم خود ميكنند و يا
حداقل اين امور را بهانهاي براي كسب درآمدهاي مالي و مادي قرار ميدهند. البته محدود افرادي نيز يافت ميشوند كه از اين توانمندي هابراي خدمت به خلق و يا در انجام كارهاي خير و مثبت بهره ميگيرند.درجامعه امروز عليرغم تمام پيشرفتهاي صنعتي وعلمي، هنوز افراد زيادي براي حل مشكلات
خود به اين روشها روي ميآورند و به اين بهانهها مورد سوء استفاده قرار ميگيرند. لذا بر آنيم تا با تشريح و نقدو بررسي اين مقولات آگاهي لازم را به عموم منتقل نموده تا جلوي سوء استفاده برخي افراد فرصت طلب گرفته شود، همچنين ميخواهيم يادآور شويم كه يگانه قدرت مؤثر در عالم خداي قادر ميباشد (لله الواحد القهار)، لذا بهتر است براي حل مشكلات بجاي روي آوردن به سحر- طلسم، جادو و امثال آن به درگاه رحمت حضرت حق پناه بريم، ( در هر صورت من در اینجا برای هر کاری دعا و طلسم مخصوص به خودش رو می ذارم شما نیز می توانید از آنها استفاده کنید . فقط یادتون باشه سوء استفاده شخصی از این دعاها و طلسمات نکنید فقط در راه حق اینها رو به کار ببرید تا به واسطه این دعاها و طلسمات ان شاءالله گره از کارتان باز شود و به حاجت دلخواه تان برسید )
انجام امور خارقالعاده معمولاً از طريق علوم غريبه صورت ميگيرد
علوم غریبه چیست ؟
انسان موجود بسيار پيچيدهاي است و داراي قدرتهاي عجيب و غريب فراوان ميباشد، كه اين خود نشانه و آيت عظمت خالق تواناست .
از اين روست كه ميتواند كارهاي خارقالعاده و غير طبيعي انجام دهد، اين گونه كارها معمولاً از ابعاد فيزيك و متافيزيك وجود بشرمنشاء ميگيرد
در بعد فيزيك انسان ميتواند با كمك ابزار و با انجام تمرينات، سرعت خود را در انجام برخي كارها افزايش دهد و يا نسبت به برخي پديدهها عادت پيدا كند كه براي سايرين عجيب مينمايد
در بعد متافيزيك انجام اين كار با استفاده از نيرويهاي رواني، فرارواني و روحي صورت ميگيرد.
برخي افراد با بهرهگيري از اين تواناييهاي خارقالعاده اقدام به پيشبرد اهداف شوم خود ميكنند و يا
حداقل اين امور را بهانهاي براي كسب درآمدهاي مالي و مادي قرار ميدهند. البته محدود افرادي نيز يافت ميشوند كه از اين توانمندي هابراي خدمت به خلق و يا در انجام كارهاي خير و مثبت بهره ميگيرند.درجامعه امروز عليرغم تمام پيشرفتهاي صنعتي وعلمي، هنوز افراد زيادي براي حل مشكلات
خود به اين روشها روي ميآورند و به اين بهانهها مورد سوء استفاده قرار ميگيرند. لذا بر آنيم تا با تشريح و نقدو بررسي اين مقولات آگاهي لازم را به عموم منتقل نموده تا جلوي سوء استفاده برخي افراد فرصت طلب گرفته شود، همچنين ميخواهيم يادآور شويم كه يگانه قدرت مؤثر در عالم خداي قادر ميباشد (لله الواحد القهار)، لذا بهتر است براي حل مشكلات بجاي روي آوردن به سحر- طلسم، جادو و امثال آن به درگاه رحمت حضرت حق پناه بريم،
انجام امور خارقالعاده معمولاً از طريق علوم غريبه صورت ميگيرد
علوم غریبه همانند راهی برای رسیدن به خداوند و قرب الهی است , مثلا (شما یک ادم فقیر و محتاج رو در نظر بگیرید , هیچگاه چنین فردی که به نان شب خویش محتاج است و هیچ بهره ای از این علوم ندارد نمی تواند به فکر خدا باشد و به قرب الهی برسد) چه بسا کسانی که پول دارند ولی این علم را ندارند بنابر این به قرب الهی نمی رسند. اما افرادی که این علم رابدانند اگر بخواهند وضعیت مالیشان خوب میشود و میتوانند با این علم به درجه قرب الهی برسند و خواصی هستند که احتیاجی به پول ندارند و با استفاده از این علوم به قرب الهی می رسند مانند همان دراویش زمانهای قدیم در حقیقت انها برای قرب الهی این ریاضت را به خودشان تحمیل میکنند همانند قیام عاشورا( همانطور که می دانید در ان موقع زعفر جنی پادشاه جنهای مسلمان با چندین هزار سرباز به یاری امام حسین-علیه السلام-شتافتند ولی ان حضرت کمک انان را رد کرد و در حدیثی امده که ان حضرت به زعفر قرمود : خود بهتر می دانی که اگر بخواهیم خودمان این کار را (شکست دادن سپاه دشمن) بهتر از شما می توانیم انجام دهیم .
پس می توان نتیجه گرفت که این علوم غریبه شامل (رمل , جفر , نجوم , سلوک , حتی قران و حدیث شناسی و....) می شود
تعریف دیگر از علوم غریبه : در گذشته که مثل حالا روانشناس و متخصصی نبود , افراد عالم و خواصی بودند به نام فیلسوف . مثلا : شخصی پیش یکی از انان می رفت و می گفت که من یا فلانی مشکلی برایش پیش امده که سر به دیوار می کوبد و مدام ناله می کند و دیوانه شده , بعد شخص فیلسوف که از علوم با خبر بود یا بوسیله احضار اجنه و یا با استفاده از رمل و جفر به مشکل ان شخص جواب می گفت مثلا می گفت : فلانی را فلان جن به خاطر فلان عملش مورد ازارو اذیت قرار می دهد و یا .... و اگر شخص فیلسوف تشخیص می داد که اجنه این کار را کردن و اسم جن را بدست می اورد با استفاده از اعمالی مثلا نوشتن طلسم و قسم نامه و دادن دستوراتی خاص که همه منطقی هستند ان جن را از ان شخص دور می کرد.
امیدوارم با توضیحاتی که در بالا اوردم قضیه برایتان روشن شده باشد و با چشم دیگری به این علوم نگاه کنید ضمنا این علوم را اشخاصی از طریق احضار اجنه و یا از طریق ملائک و... یاد گرفته (مثل پیامبران و امامان ما )
علوم غريبه داراي پنج شاخه اصلي ميباشد كه عبارتند از
علم كيميا،علم ليميا، علم هيميا، علم سيميا و علم ريميا.
البته اين علوم داراي شاخههاي فرعي نيز ميباشند كه از آن جمله ميتوان به:
علم اعداد و اوفاق، علم احضار ارواح، علم تنويم مغناطيس و خافيه اشاره كرد
علم كيميا چیست ؟
چگونگي تبديل صورت يك عنصر به صورت عنصرديگر ميباشد.
اين همان است كه در طول تاريخ افراد زيادي به دنبال آن بودهاند و قصد تبديل خاك به طلا داشتهاند. داستانهاي زيادي در ادبيات ملل مختلف دربارة كيميا وجود دارد، ظاهراً عرفا داراي اين قدرت بودهاند
(آنان كه به يك نظر خاك را كيميا كنند)
علم ليميا چیست ؟
علم تسخيرات است. در اين شاخه چگونگي تأثيرهاي ارادي در صورت اتصالش با موجودات ماورائي مورد نقد و بررسي قرار ميگيرد.
ليميا منجر به كسب قدرت تسخير جن و روح ميشود.
منظور از تسخير آن است كه موجودات در اختيار و به فرمان انسان باشند.
معمولاً افـراد سودجـو براي رسيدن به اهداف خود(كه عمدتاً اهداف غير معنوي و مادي است)
از اين موجودات تسخير شده بهره ميبرند
علم هيميا چیست ؟
در علم هيميا، تركيب قواي عالم بالا با عناصر عالم پايين مد نظر است و به آن علم طلسمات نيز ميگويند.
در طلسم از طريق برخي ابزار و وسايل مادي(عناصر عالم پايين) نيروهاي ماورائي جهت انجام كارها به خدمت گرفته ميشوند. ظاهراً طالعبيني نيز زير مجموعة هيميا ميباشد.
در طالعبيني: اعتقاد بر اين است كه محل و موقعيت قرار گرفتن ستارگان در لحظه تولد نوزاد، برسر
نوشت و آينده او تأثير ميگذارد و از اين طريق نسبت به پيشگويي در مورد آينده اقدام ميشود.
طالعبينان معمولاً با استناد به تأثيرات ماه، خورشيد و ستارگان ديگر پيشگويي ميكنند
در كل پيشگويي و اطلاع از اخبار آينده مورد تأييد نميباشد، هرچند كه ممكن است اين كار عملي باشد. اگر لازم بود انسان از آينده با خبرباشد، مسائل آينده در حجاب و پوشش قرار نميگرفت
و يقيناً پوشيده بودن آن حكمت الهي داشته و خير عموم در آن است.
علم سيميا چیست ؟
تركيب نيروهاي رواني و جسماني است. به عبارت ديگر هماهنگ ساختن و خلط كردن قواي ارادي با قواي مخصوص مادي ميباشد.
از اين علم براي دستيابي و تحصيل قدرت در تصرفات عجيب و غريب در امور طبيعي استفاده ميشود. براي مثال تصرف در خيال مردم و تغييرآن از اين دسته است
گفتن ۹۴ مربته یا غنی بعد از نماز صبح هر روز موجب کشف اسرار کیمیا و سیمیا خواهد بود
علم ريميا چیست ؟
استفاده از قواي مادي در انجام امور خارقالعاده است. مانند كاري كه معمولاً شعبده بازان انجام ميدهند. اين افراد از توان نهفته در امكانات و وسايل مادي با ظرافت خاصي براي انجام كارهاي عجيب وغريب بهره ميگيرند.
علم رمل چیست ؟
علم رمل از معجزات حضرت دانيال نبي عليه السلام است و نيز حضرت اميرالمومنين عليه السلام از اين علم بهره مند بودند واين علم بر پايهء اعداد وعناصر اربعه است وتا حدودي ميتوان از اينده با خبر شدالبته به توسط اين علم . وبيشتر بر مبناي سيرخط ونقطه است رمل نيز مانند علوم ديگرشاخه هاي گوناگوني دارد
علم جفر چیست؟
جفر در واقع به معني پوست بزغاله اي است كه وسيع باشد وچيزهاي زيادي را در خود جا ميدهد
و علم جفر بر اساس برخي روايات به اين نحوه بوده كه كتابيرا جبرائيل به خدمت حضرت محمد(صلوات الله عليه واله)اوردند كه تمامي علم عالم از اول خلقت تا به اخر انرا توضيح داده بود كه اين كتاب جفر نام داشت و روزي يكي از صحابهء پيغمبر كتاب را از ايشان غرض كردند وبه بياياني رفتند تا مطالعه كنند ولي در هنگام باز گشت طوفان شديدي ميگيرد كه چندين برگ از كتاب را با خود ميبرد صحابه نيز شرمگين نزد رسول خدا امده و ماجرا را شرح ميدهدرسول خدا به همراه صحابي به بيابان رفته و چندين برگ از ان كتاب را پيدا ميكنند ولي يك برگه از ان كتاب مفغود باقي ميماند واين علم جفري كه تا كنون در سراسر دنيا منتشر شده از همان يك ورق بوده كه خدا ميداند دست كه افتاده بوده ولي كتاب اصل ان در حال حاضر در نزد حضرت(حجت عج الله تعالي فرجه الشريف )است ولي بايد دانست كه تا اقا امام زمان به كسي نظر نداشته باشد محال است كسي بتواند به ان(جفر) دسترسي داشته باشد
علم جفر علمي است كه به وسيلهء حروف و يك سري فرمولها مي توان به بعضي سوالات پاسخ داد
علم سلوک چیست ؟
سلوک : معرفت , اعمال قیام به حقوق عبودیت و شرایط ریاضت و اداب خلوت , اینها را طریقت یا سلوک گویند.
فصل 1
در بیان اعتقادات سالک , بدانید که علت اختلافات سالک , عبادات , اعتقادات , و اراء در مبداء حال مثل اختلافات (دواعی) و (اهوا) است که ذات و طبیعت بشر به ان مشغول است. بواسطه این کشمکش در مطالب و مناصب دنیوی بیشتر دلها به این علت , و بعد از ان اختلاف از متقدم به متاخر و از گذشته به اینده رسیده , و به علت ارث بردن دروغ گفتن از گذشته فرا گرفته و بمرور ایام و امتداد زمان صورت ان در ضمایر ایشان مثل نقش روی سنگ ثابت گشته , پس توجه سالک به اداء حقوق عبودیت وقتی امکان پذیر است که هوا و سرکشی کردن از دل به کلی بیرون رود , و خود را از رسوم و عادات باطل و اراء و اعتقادات فاسد برهاند , و دیده بصیرت به مشاهده نور جمالی ازلی بگشاید , و به علم یقین کند و برهان را اشکار بداند و ببیند و گواهی دهد که هیچ چیز استحقاق عبادت ندارد الا موجودی که وجود ازلیت و بقاء و سرمدیت لذات مراوا واجبست , و جمیع صفات کمال از علم و قدرت و ارادات و غیر از ان ذات او را ثابت , و ساحت عزتش از تردد اوهام و تعرض افهام خالی , و پایه رفعتش از منازله ی حواس و مجادله ی قیاس متعالی .
زمین و اسمان و هرچه امکان وجود دارد افریده او , و ملائکه و پیامبران برگزیدگان حضرت و رسانندگان رسالت او , و محمد مصطفی (علیه من الصلاة از کاها و من التحیات اسناها) رسول بحق و فرستاده او به خلق , همه ادیان و ملل به ظهور دین و ملت و کتاب و شریعت او منسوخ و پیوند خورده , و راه پیام اوری بعد از رسالت او مسدود , هرچه که گفته از حشر و نشر و ثواب و عقاب همه راست و عین صوابست , و اهل بیت و اصحاب او که ورثه علم و حامل کتابند و به برکت قبول اثار وحی سماوی و مشاهده ی انوار نبوی صفای قلوب و طهارت نفوس یافته , و بصیرت ایشان بنور یقین منور گشته , و از شعبات , نفاق و دشمنی ها و طغیان , منزه و مبرا و مطهر و معری بوده اند (رضوان الله علیهم اجمعین). و اعتقاد بر این وجه اول مرحله توحید است که به ان توحید ایمانی (قلبی) می گویند.
فصل 2
در کیفیت اعمال سالک , بدانید که نفس ادمی بر حساب هوا و هوس و طبیعت ان (بحکم ان النفس لامارة بالسوء) همیشه می خواهد که فرمانده باشد نه فرمانبر ; و این صفت عین منازعت است با حق تعالی , در الهیت و معبودیت , پس هر موقع در نفس سالک صفت مطیع شدن اوامر الهی پدید اید و اماریت(نافرمانی) او به ساموریت (فرمانبری) تبدیل شود این تنازع و تمانع رفع می شود و ایمان سالک به مثال نور است به اتصال امداد زیت عمل متزاید گردد , و از دوام اتصال امداد زیت عمل , با کلید ایمان همواره شیشه قلب و مشکاة بدن نورانی می گردد , و هرچند که ایمان نفس را نورانی می کند , اما اگر عمل نیز به ان بپیوندد نور علی نور می شود.
و اول مرتبه ی عمل گفتن (لا اله الا الله محمد رسول الله (و علی ولی الله) است , چون مراد از عمل استعمال و به کارگیری اعضای خارجی بدن است در مقتضیات احکام شریعت و این گفته , بکارگیری زبان است و بعد از گفتن شهادتین قیام به عبادات بدنی و وظایف شرعی , همچنان که زبان شاهد دل و مترجم دل است که از سر او حکایت می کند و بر ایمانش گواهی می دهد , اعضای دیگر نیز همه مترجمان و شاهدان دل هستند که از اسرار ان خبر می دهند و حال او را نشان می دهند , پس هر عضوی از اعضا که انرا در مقتضیات احکام شرعی استعمال کنند زبان حال را نشان می دهند که گواهی می کند به وجود ایمان در دل و ظهور نور توحید در افکار , و برای همین کیفیت عبادت به توزیع اوقات بر اذکار و دعوات و اوراد در شرعیات که اشکار شده و به همان اکتفا می شود
فصل 3
در شرایط سلوک , از انجمله پانزده شرط اورده اند :
1 , انکه به دوری از شبهات و ترک شهوات در افکار و علانیه از قانون اسلام و جاده شریعت منحرف نشود , بر عسیان و لعب مشغول نگردد , و بقدری به حضرت ربوبیت توجه کند که توجه اش به غیر او نباشد.
2 , انکه پیوسته با وضو و طهارت باشد تا به کرامات محبت مخصوص گردد -کما اشار الیه بقوله عزمن قائل : ( إن الله یحب التوابین و یحب المتطهرین )
3 , انکه مکان خلوتی پیدا کند (تا انجا که می تواند) از جمیع شلوغیها عزلت جسته بر خانه تاریک به ریاضت مشغول گردد , به جهت انکه چون راه حواس ظاهر ببندی راه و حواس باطن نمایان میشود , و اگر کسی از نافرمانی بگوید که خلوت بر این وجه بدعت و جدایی از دین است و بدعت عین ضلالت , لقوله-صل الله علیه و اله : شرالامور محدثاتها , و کل بدعت ضلالة , جواب اینستکه , هر بدعتی که مزاحم و نفی کننده سنتی نباشد و متضمن مصلحتی باشد به ان مذموم نیست و اگرنه لازم میشود که علوم مستنبطه , مثل اقسام عربیت و اصول و غیر... ان هم مذموم باشد چونکه هیچیک از این علوم در زمان رسالت نبود.
4 , انکه پیوسته ساکت باشد الا به ذکر حقتعالی , چون هر موقع زبان گوید دل ساکت است و چون زبان ساکت گردد دل ناطق می شود.
5 , انکه از غذاها و لباسهایی که در ان شبهه باشد , مثل غذای ظالمان و فاسدان خودداری شود.
6, انکه در خوردن و اشامیدن اعتدال را رعایت کند , لقوله تعالی : (و اشربواولاتسرفوا) تا می تواند برای تسخیر قوی و نفی و مخالفت با اهوا در تقلیل ان بکوشد و اگر این اتفاق افتاده باشد بهتر , چون سالک با نفس و شیطان جهاد میکند او را از سیری که در واقع بخشی از وساوس شیطان گردد ناچار می گردد به همین علت است که رسول -صلی الله علیه و اله- فرمود : الصٌوم جنة .
7 , ان است که ترک خواب شود ; زیرا اگر از خواب و استراحت ترک شود قوی و اجزای بدن او بسبب کلال و تعب ضعیف شوند و دل از حجاب عاری می گردد و به حق مشتاق می گردد مگر کثرت ذکر او را چنان اشفته گرداند که نداند چه می گوید اگر در ان هنگام لحظه ای بخوابد یا بیارامد شاید قال الله تعالی : (کانوا قلیلا من اللیل ما یهجعون و بالا سحارهم یستغفرون )
8 , انکه مدام ذکر گوید با حضور دل به طوری که جملگی اعضاء بدن بدان ذکر مشغول شود و مستغرق ان باشند و أفضله لا إله إلاالله تا به او نفی قدرت و الهیت نفس و هوی و شهوت شیطان کند , و اثبات قدرت الهیت و ایمان او پیوسته سلامت باشد.
9 , نفی خواطر , و این دشوارترین چیزهاست برای سالک , قال الله تعالی : إن الذین اتقوا إذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذاهم مبصرون و به این جهت سالک در ابتدا نفی خواطر می کند که ان دخالت دارد در طریقت و حیئذ تمیز میان خواطر حق ان الهام است و خاطر دیگری نمی توان کرد
10, ربط قلب به شیخ به این علت که شیخ رفیق اوست در راه , قال الله تعالی یا ایها الناس اتقوا ربکم , و یا ایها الذین امنو اتقوا و کونوا مع الصادقین
11, تخلیه و تذکیه به واسطه تخلق با خلاق حمیده و انخلاع از صفات ذمیمه چنانکه شرح انرا در فصلی خواهم داد
12, رعایت اداب سلوک چنانکه شرح ان را نیز در فصلی داده خواهد شد
13, تتبع مقامات , و مقام به اصطلاح متصوفه عبارت است از مرتبه و مرحله ای که سالک به ان می رسد و محل ایستادگی او می شود و شکست نمی خورد بلکه وجود سالک محل تصرف او باشد :
المقام وقوف العبد بین یدی الله تعالی , قال عزمن قائل: و ما منا إلاله مقام معلوم
14, فرا گرفتن احوال و حال , به اصطلاح ایشان عبارتست از الهام و واردات غیبی که از عالم علوی گاه گاه به دل سالک فرود اید و همینطور در امد و شد باشد تا انوقت به کمند جذبه ی الهی از رتبه أدنی به أعلی رسد و قال الجنید : الحال نازلة تنزل بالقلب و لاتدوم و قیل : الاحوال معاملات القلوب و هی ما تحل بها من صفا الاذکار , و چون هیچ مقام و مرتبه ای از مداخلت حالی خالی نباشد , و هیچ حا از مقارنت مقامی جدا نباشد , و نیز همه مقامات در بدایت احوال باشند و در نهایت به مقام تبدیل شوند بی تردید احوال مشایخ در مقامات و احوال مختلف باشد چنانکه یک چیز را بعضی ها حال خوانند و بعضی مقام.
15, ان است که از توهم , تقرب و تمکین خود در برابر حضرت عزت دور باشد و از حد عبودیت و اظهار فقر و مسکنت پیش نرود تا طغیان نکند
فصل 4
اداب سالک بیست و دو ادب هست
1 , انستکه تا می تواند با حق تعالی در سوال کردن رحمت و مغفرت و در نبود تعذیب و معصیت به صورت أمر و نهی اقدام نکند, مثل ابراهیم-علیه الاسلام- وقتی که بر عصیان امت خود دعا می کرد نگفت : إغفر لهم و ارحم , بلکه گفت : و من عصانی فانک غفور رحیم , و همچنین عیسی-علیه الاسلام- گفت :إن تعذبهم فانهم عبادک و إن تغفرلهم فانک أنت العزیز الحکیم , و نگفت : ارحمنی .
2 , انکه اصغاء کلام الهی را به این صورت که هر گاه بر زبان او یا زبان دیگری جاری شود , این سخن را از گوینده حقیقی بشنود و زبان را در این میان واسطه داند
3 , انکه نفس خود را در ظهور اثار نعمت الهی مخفی کند , چنانکه رسوا-صلی الله و اله و سلم- فرمود : رویت لی الارض فاریت مشارقها و مغاربها , و نگفت : فرایت مشارقها و مغاربها
4 , انکه اگر بر سری از اسرار ربوبیت وقوف یابد و محل امانت اسرار شود افشاء ان سر بهیچ وجه جایز نیست , در غیر این صورت از مرتبهقرب دور شود , افشاء سر الربوبیة کفر
5 , انکه زمانهای سوال و دعا و سکوت و سموت را رعایت کند , اگر هرکس این اداب را رعایت نکند در وقت دعا ساکت باشد یا در وقت سکوت دعا کند , وقت او مقت گردد , التصوف کله أدب , و رعایت این پنج ادب به نسبت با حضرت ربوبیت است.
6 ,انستکه همچنانکه حق تعالی را پیوسته بر جمیع احوال خود ظاهر , و باطن را مطلع و واقف داند , رسول - صلی الله و اله و سلم - را نیز بر ظاهر و باطن خود مطلع و حاضر داند و از مخالفت او اعلانا و سرا شرم داشته باشد و همیشه با اداب صحبت او باشد .
7 , انکه در خاطر خود مجال ندهد که هیچ افریده ای را که ان کمال و منزلت و علو مرتبتی که او دارد را داشته باشد , و هیچ سالک بدون راهنمایی او به عزت راه نخواهد یافت , و هیچ دلیر را قدرت تکمیل و ارشاد او نتواند بود.
8 , انکه در تبعیت از سنت او غایت جهد داشته باشد و اهمال در ان را جایز نشمرد , و به یقین بداند که درجه محبوب شدن را نمی تواند پیدا کند إلا به مراعات او سنتهای او و طاعت او را به حکم : أطیعوالله و أطیعوالرسول , به اطاعت حق مقرون داند
9 , انکه هرکسی که به او نسبتی دارد , به صورت یا معنی همچون سادات و علما و مشایخ که ورثه ی علم اویند همه را از برای محبت او دوست بدارد و تعظیم و احترام اینها را واجب بداند , و رعایت این چهار ادب به نسبت با حضرت رسالت است .
10, انکه اعتقاد به شیخ چنان کند که , در تربیت و ارشاد و تادیب و تهذیب از او کامل تر در زمانه او کسی نیست , ولی اگر , رابطه محبت و اعتقاد ضعیف باشد , أقوال و أحوال در او تاثیر زیادی نگذارد .
11, انکه بر لازم بودن صحبت شیخ اراده خود را ثابت داشته باشد , و از تبعید و رد شیخ او بر افروخته نشود , زیرا شیخ برای تفحص حال مریدان امتحانات بسیار است .
12, انکه که جزء تصرفات او شود و هرچه فرماید منقاد و راضی گردد , و به هیچ وجه چه ظاهر و باطن در خود مجال اعتراضات بر تصرفات شیخ ندهد و هر گاه که بر او چیزی از احوال شیخ مشکل باشد , و وجه صحت ان حال بر او مکشوف نشود , داستان موسی و خضر - علیه الاسلام - را به یاد اورد .
13, انکه به کلی اختیار را از خود بگیرد چنانکه در هیچ امری از امور دینی و دنیوی بی مراجعت و به ارادت و اختیار شیخ شروع ننماید , چنانکه نخورد و نیاشامد و نپوشد و نخوابد و نگیرد و ندهد جز به اجازه شیخ , همچنین در عبادات مندوبه از صوم و افطار و اکثار نوافل و اقتصار بر فرایض و ذکر , تلاوت و مراقبه بی اجازهو تعیین او شروع نکند , و هرانچه خاطر شیخ را برنجاند انجام ندهد , و به علت اعتماد بر حسن اخلاق و کمال حلم و مدارات او , او را حقیر نشمرد
14, انکه , برای کشف حقایق اگر در خواب بود و یا بیداری به علم شیخ رجوع کند
15, انکه , پیوسته منتظر ان باشد که بر لفظ او چه می رود و زبان او را واسطه کلام حق داند .
16, انکه , در صحبت شیخ حرف نزند , چون بریدن صدای حضرت اکابر نوعی از ترک اولیست و برای همین حق تعالی فرمود یا أیها الذین امنوا لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی
17, انکه , نفس خود را از بزرگی و بسیط شدن منع کند , و با شیخ به کار یا گفته او بزرگی نکند , چون بواسطه انبساط حجاب احتشام برود
18, انکه , اگر می خواهد با شیخ از مهمات دینی و دنیوی سخنی گوید , اول از حال او باخبر شود که توان گوش دادن به حرف او را دارد یا نه , و از طریق هجوم بر مکالمات و عجله اقدام ننماید .
19, انکه , حد درجه خود را نگه دارد , و در چیزی که در مقام او نیست و نه حال او , سخن نگوید , زیرا ممکن است در این کار مضرتی باشد قال الله تعالی : لاتسئلوا عن اشیاء ان تبدلکم تسؤکم
20, هر حال را که شیخ انرا پنهان می کند از کرامات و واقعات و... چون او از ان مطلع شود باید انرا افشا نکند , چون شاید که شیخ در ان نظر مصلحتی دینی یا دنیوی باشد که علم او بدان نرسد
21, انکه , اسرار خود را از شیخ پنهان ندارد و هر کرامتی و موهبتی که از حضرت الوهیت بدو فیض داده شود بتصریح یا تعریض بر شیخ عرضه کند.
22, انکه , انچه از شیخ نقل کندبه اندازه فهم شنونده باشد , و سخنی که در ان غموضی و نکته قابل توجه و دقتی در ان باشد و شنونده از ان مراد خود حاصل نشود و فایده نداشته باشد و ممکن باشد اعتماد شنونده از شیخ کم شود نگوید اینها اداب مریدند .
علم نجوم چیست ؟
1- علم نجوم: كه توسط دانشمندان فيزيك، رياضي و ستارهشناسان و به صورت علمي و يا روشهاي تجربي مورد نقد و بررسي است.
2- علم نجوم: كه بيشتر توسط طالعبينان و با روشهاي متافيزيك براي كشف امور پنهاني مورد استفاده ميباشد. ظاهراً حالت اول بلامانع و حالت دوم محل اشكال است.
در حالت دوم ميتوان به سه صورت به موضوع نظر داشت.
اول اعتقاد به تأثير حركات كواكب در موجودات و عالم هستي كه تحريم شده است،
دوم اعتقاد به خداي سبحان به عنوان تنها مؤثر در عالم هستي كه انديشهاي بسيار عالي است،
سوم اعتقاد به اينكه ارتباط حركات كواكب با حوادث و رخدادها از نوع ارتباط كاشف و مكشوف است كه اين ديدگاه اشكال ندارد(تحريم نشده ولي تأييد نيز نشده است).
خلاصة كلام آنكه اگر انسان، ستارگان و كواكب و حركات آنها را عامل مؤثر بر سرنوشت بداند
(و يگانه قدرت مؤثر بر هستي را از ياد برد) و از اين طريق پيشگويي كند، راه را خطا رفته و از خدا دور میشود
طلسم چیست ؟
می توان گفت که طلسم را معمولا از طریق احضار اجنه سپس تسخیر و گرفتن مهره و نشان اجنه می گرفتند ( مثلا شخصی که احضار اجنه انجام میداد و موفق می شد که ان جن را موکل خود گرداند می توانست مثلا به او بگوید که به من فنی نشان بده که مثلا با انجام ان بتوانم زبان شخصی را به بند اورم و.... سپس جن با استفاده از تواناییهایی که داشت می گفت شما فلان چیزها را در ساعت مشخص و با بخور مشخص بنویس و به این دستور عمل کنید) سپس من اون نوشته ها رو می خوانم و بعد با مشخصات داده شده که نوشته اید (فلان ابن فلان بطرف مشرق) زبان او را بند می اوریم . البته طلسمات به دو دسته رحمانی و اهریمنی تقسیم می شوند.
سحر چیست ؟
سحر عبارت است از : نوشتن یا خواندن اوراد مخصوص یا سوزاندن با آتش و دود کردن چیزهای مخصوص ، نقش کردن صورت ، دمیدن یا گره زدن و یا چیز خاصی را در جاهایی دفن کردن به طوری که در قلب یا عقل شخص سحر شده اثر کند مثلا اگر غائب باشد او را حاضر کند یا ایجاد محبت یا دشمنی بین او و دیگری کند مثل جدائی انداختن بین افراد.
عليرغم وجود و تأثيرات غير قابل انكار آن، قابل ابطال است. ابطال سحر و طلسم از طرق مختلف امكان پذير است. احتمالاً تنها كار مجاز در امور سحر و طلسم نيز ابطال آن به قصد كمك
به خلق با نيت رضاي حق تعالي ميباشد.
بهترين شيوه براي ابطـال طلسمات:
توكـل به خداوند قهـار و جبار و پناه بردن به اقيانوس بيكران رحمت او، قرآن كريم ميباشد،
چرا كهو ننزل من القرآن ما هو شفاءٌ و رحمه للمؤمنين. براي جلو گيري از تأثيرات سحر و
طلسم قرائت قرآن كريم بخصوص سورههاي كافرون، اخلاص، فلق و ناس بسيار مؤثر است.
بخصوص تلاوت سورههاي فلق و ناس در ابطال تأثيرات سحر و طلسم بينهايت مفيد ميباشد.
جادوی سیاه چیست ؟
جادوی سیاه یا همون سحر و طلسم هایی که باعث نابود کردن کسی یا بدبخت کردن کسی یا ضرر رساندن به جایی و یا ... میشود رو جادوی سیاه می گویند .
دوستان عزیز پیشینیان ما این طلسم ها و جادو ها را فقط برای امر خیر به دست ما داده اند پس باید از این اعمال به درستی عمل کنیم و برای کار خیر و برای مستحق انجام بدهیم .
* نکته : این طلسم ها اگر برای غیر از این نکاتی که بیان کردم یا برای اهداف شیطانی انجام شود و از آنها سوءاستفاده شخصی صورت گیرد بیش از 90% به خود شخص بر می گیرد در هر صورت اگر در راه نا درست به کار رود کلی گره تو زندگی شخص درست خواهد شد. این را به یاد داشته باشید که انجام سحر و جادو و طلسم به شدت حساس است و کوچکترین اشتباهی در عمل ممکن است به خود شخص برگردد پس با نداشتن اطلاعات کافی با انجام این عملیات ها جان خود را به خطر نیندازید و مشکلات بیشتری برای خود و خانواده تان درست نکنید در ضمن بنده هیچ مسئو لیتی را بابت استفاده نادرست از این اعمال ندارم . من بیش از 90% این دعاها و طلسماتی که در وب گذاشتم رو خودم امتحان کردم همشون جواب مثبت داده . البته فقط در راه خیر و رضای خدا ( در کل اگر کارما خیر هم باشد مثلاً برای محبت بین دو نفر این اگر مصلحت نباشد اصلاً جواب نخواهد داد یه موقع اگر به جواب نرسیدید یا اینکه دیر شد اصلاً نباید نا امید بشوید به احتمال زیاد یا تو آداب نوشتن اشکالاتی داشتید یا این که همان طوری که گفتم مصلحت نبوده یا اینکه باید چند روز دیگه صبر کنید اگر هم به حاجت خود نرسیدید نباید به عملکرد این دعاها شک کنید چون مهمترین چیز در تاثیر دعا ایمان و اعتقاد شماست و به هیچ وجه نباید شک و تردید داشته باشید
چهارشنبه 7 مهر 1389 - 11:17:04 AM