مکالمه من و علی 13ساله
دیگه علی رو ندیدم اما بعضی وقتها یادم میاد چه حرفهایی میزد این نمونه ای از مکالمه من و علی سر چهار راه بهار بلوار سجاد مشهد
ستاره:سلام علی چطوری امروز کاسبی چطور بود؟
علی:داغون
ستاره:سلامت کو بچه من هم سن مامانتم
علی:هه هه خندیدیم مامان ما پیره
ستاره:مگه چند سالشه
علی:چهل سال
ستاره:نزن تو ذوقم بچه مامانت فقط 9 سال از من بزرگتره علی:خالی بند!!!
ستاره:ااااااااا به خدا راست میگم
علی:آره باور کردم مامانم پیره تو که....
ستاره:بگذریم دعوامون میشه دیگه سلامت رو نخوری
علی :با خنده چون گشنه بودم
ستاره:با خنده نه باباااااااااااا چی میگی الان سیر شدی
علی:با خنده نه
ستاره :مگه دیشب شام نخوردی
علی:چرا نون و پنیر تو چی خوردی
ستاره:ااااااااااا چه جالب منم نون و پنیر
علی:با تمسخر:بی خیال
ستاره:به خدا راست گفتم
علی:مگه تو هم بی پولی
ستاره:چه ربطی داره
علی:ربط داره
ستاره:باشه ربط داره
علی:ماشین مال خودته ؟حتما پولداری
ستاره:نه مال بابامه
علی:پس بابات پولداره
ستاره:نه اونم پولدار نیست بابا مگه این ماشین داغون چیه؟
علی:اگه داغونه مال من باشه
ستاره:رو هوا میزنی ها
علی:چه کنیم به ما میگن علی سیاه
ستاره:با خنده حالا تو چرا میگی
علی:خوب سیام دیگه
ستاره:اگه بشوریش نیستی
علی:تو صورتت رو میشوری
ستاره نه من کرم پودر زدم
علی:چی چی؟
ستاره :هیچی ولش کن
علی:با خنده نه جان من چی چی
ستاره :زنونست حالا نی که تا حالا نشنیدی
علی:با خنده هااااااااا همونهایی که سفید میکنه
ستاره :اییییییییی بدم میاد سفید باشم نه این برنزه میکنه
تو سفیدش رو بزن سفید شی
علی:بیخیال ما سوسول نیستیم
ستاره:دستت درد نکنه ما سوسولیم
علی:هه هه حالا چرا سیاه میکنی همه سفید میکنن
ستاره:زنونست
علی:ای بابا ابنم که تا کم میاره میگه زنونست
ستاره:علی تا چندم خوندی
علی:پنجم تو چی
ستاره:دانشجوام
علی:با خنده گفتم سوسولی تابلو
ستاره:به من میاد؟
علی:ها که میاد
ستاره:ها نه بله .اصلا هم سوسول نیستم
علی:بابا هستی
ستاره:گیر دادی ها
علی:گیر دادی چیه مگه اون دفعه نگفتی نگم
ستاره:چه پسر خوبی یادت نرفته
علی:یادمه اما تو گیر نده ما مردیم
ستاره:اوه اوه مردکشتی منو مگه مردی هم مونده
علی:داد زد نه پس س س س من چییم اینا این همه مرد مگه کوری
ستاره:کور؟این که زیر ابروش رو برداشته بود
علی:ها خاک تو سرش
ستاره:علی میخوام ذرت مکزیکی بخرم با هم بخوریم میای؟یا تنها برم؟
علی:بیخیال میگیرنم میگن این کیه باهات
ستاره:بیابریم کسی کاری نداره
علی:باشیطنت پارتی داری؟
ستاره:ای بابا پارتی ما خداست
علی:با خنده ما هم همینطور
ستاره:حالا میای؟
علی :ها بابا از خدامه راستی بابات بهت پول میده؟
ستاره:آره اما من روم نمیشه پول بگیرم زشته بچه ها پول میگیرن
علی:آره دیگه زشته. دکتر میشی؟
ستاره:نه شاید اگه درسهامو بخونم مترجم بشم
علی:چی؟
ستاره :هیچی بابا م میگه هیچی نمیشی
علی:راست گفته بابای منم همین رو میگفت
ستاره:باخنده چه با مزه ای تو
علی:هه هه
ستاره: صورتت رو بشور
علی:اگه بشورم که کسی محلم نمیگذاره
ستاره:شرمسارازحرف نسنجیدش
علی:داداش هم داری؟
ستاره:آره 2تا
علی:پولدارن؟
ستاره:تو همه چی رو با پول مقایسه میکنی؟
علی:مگه پول بده
ستاره:نه خیلی خوبه اما من داداشهامو واسه خودشون دوست دارم نه پول
علی:خوش به حالت آبجی های من که تا میرم خونه میگن علی چقدر پول آوردی
ستاره:باز خجل از یه حرف نسنجیده .با تلاش واسه درست کردن خرابکاریش میگه خوب منم تا داداشم میاد میرم سراغ پولهاش
علی:پس دزدی میکنی
ستاره :نه ه ه ه ه ه دزدی نه ببینم اگه پول داره بگیرم
علی:هاااااا فکر کردم دزدی میکنی از جیبش آبجیهای منم دزدی نمیکنن
ستاره:چون شیر پاک خوردن
علی:ها همون .حالا نمیشه پول ذرت رو بدی به خودم؟آخه نامرد گرون حساب میکنه
ستاره:ااااا مگه خوردی
علی :نه پس فقط تو خوردی آره بعضی وقتها بعضیها دستشونه به منم میدن
ستاره:بیمعرفت یعنی کسی واست نخریده؟
علی:چرااااا بعضیها اما بیشتر اگه دلشون نخواد میدنش به من
ستاره:تو دلش "باز خوبه نمیریزن بیرون"
علی:
ستاره:
.
علی ستاره علی ستاره...... و. و.و
دوشنبه 30 فروردین 1389 - 9:24:06 PM