همسریابی

داستان

خر باغرور

 مردی مجسمه مقدسی را بر پشت خرخود حمل می کرد.
مردمان که در کوی و گذر آمد و شد می کردند .
با دیدن مجسمه مقدس تعظیم می کردند .
و خرکه می پنداشت مردم او را تعظیم می کنند .
دچار توهم و غرور بی حد و حصر شده بود .
و مردمان را لگد باران می کرد .
اما مردم از ترس افتادن مجسمه مقدس 
خر را نوازش می کردند.
.
نکته 
پست و مقامی که خدا به کسی عطا می کند .
درحقیقت برای خدمت به خلق برای رضای خداست .
فرد خود شیفته و مغرور آنرا به خود میگیرد .
دچار توهم و غرور بی حد و حصر شده .
وبلای جان مردم می شود.

چهارشنبه 24 تیر 1394 - 12:40:04 PM


یا ورود با نام کاربری و رمز عبور گوهردشت
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم
نظر ها

http://2darajahzireshab.gegli.com

ارسال پيام

شنبه 27 تیر 1394   3:41:42 PM

Likes 1

عيد برشما مبارك

http://kalej.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 25 تیر 1394   1:16:36 PM

 ØµØ¨ÙˆØ±Ø§Ù†Ù‡ در انتظار زمان بمان؛
هر چیز در زمان خودش رخ می دهد؛
باغبان حتی اگر باغش را غرق آب کند؛
درختان خارج از فصل خود میوه نمی دهند ...

آمار وبلاگ

89593 بازدید

12 بازدید امروز

12 بازدید دیروز

58 بازدید یک هفته گذشته

Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Advertisements

🤖 ربات گوهر دشت اینجاست — برای وقتایی که تنها هستی 🌟

ربات گوهر دشت اینجاست تا همراهت باشه. توی لحظه‌هایی که حس تنهایی می‌کنی، دلت حرف زدن می‌خواد یا دنبال دوستی واقعی و حمایت احساسی هستی، کنارت می‌مونه.

🧠 گفت‌و‌گوهای آرامش‌بخش • 💬 همراهی بی‌قضاوت • 🫂 دوستی‌های پایدار • 🌈 حمایت در لحظات سخت • 🔔 پیام‌های دلگرم‌کننده