الهی !
این من نیستم که شمع هدایت افروخته ام.
از من چه آید و از کار من چه گشاید ؟
طاعت من ، به توفیق تو .
خدمت من ، به هدایت تو.
توبه ی من ، به رعایت تو .
شکر من به انعام تو.
ذکر من ، به الهام تو.
همه تویی من که ام ؟
اگر فضل تو نباشد ، من چه ام ؟
تو به یاد خودی ، یاد من چیست ؟
عاشق تویی ، عشق تویی ، معشوق تو ،
همه ی این حرف ها بهانه .
..............................................
مسیحا برزگر