زیبا بود به نظرم
درگیر من مشو ، همدم نمی شوم
حوا مرا ببخش ، آدم نمی شوم
جسمی شکسته و روحی پراز خراش
عاشق نمی شوم ، دلواپسم نباش
درگیر عادتم ، سرگرم خود شدن
در مرز یک سکوت ، دیگر نه تو نه من
شکل خودم شدم ، تلخ و بدون رحم
در انتهای خویش ، حال مرا بفهم
شکلی شبیه خود ، با چشم گریه سوز
باور نمی کنم ، آیینه را هنوز
از پشت این سکوت ، از این نقاب و نقش
حال مرا بفهم ، جرم مرا ببخش
امروز ! بهترم ، حوا بیا ببین
دلتنگ من مباش ، من مرده ام همین
شنبه 4 بهمن 1393 - 8:34:53 PM