marge kamosh
پاهای حقیر من تنها از جاده عبور استخون مرده ام حالا میلرزه تو گور از هجوم توهم شکست غرور مغزم هر کسی اومد نفرینی کرد بر قبرم حرفی نزدم تکیه کردم بر صبرم دیگه هیچی نمیخوام مال شما حقم شاید تو این دنیا واسه همه مردم(مرگ) ولی دست اعتراضی رو به کسی نبردم اگه سوختمو مردمو رفتم به باد چرا نسوزم که اینقدر زود رفتم زیاد به خدا هم بگید بالای قبرم گریه کنه زمینه سردش بازه خورشید عشق جون بکنه بکنه جون تا بدونه خواستم توبه کنم قصه تلخ من نمیشه دیگه تکرار حتی اگه خدا بگه برگرد به این دنیای تار
سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 - 6:46:20 PM