رجز خواندم و رجز خواندی
خود را معرفی کردم و خود را معرفی کردی...
گفتم:من همانم که به تو پشت کردم
گفتی:من همانم که برایت آغوش باز گشوده ام!
گفتم:من به جنگ با تو آمده ام
گفتی:من دستهایم را سپر کرده ام تا از هیچ جنگی زخم نخوری!
گفتم:مگر نمی بینی هر روز پنجه میکشم به صورتت؟
گفتی:مگر نمی بینی هر شب روی زخمهایت مرهم می گذارم!
تو از مهر گفتی و من از کین
من بدترین بودم و تو بهترین
تو خودت را گفتی و من خودم را...
دیگر نمیشد چیزی گفت!
دست به اسلحه ام بردم...
گریستم
در آغوشت
که این تنها سلاحم بود...
...................................................................
و ما سالها بود یکدیگر را میشناختیم...
و گویی ما سالها بود یکدیگر را میشناختیم...
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.