می زنم آتش بر تنهایی ام
تا بسوزد ریشۀ بی تابی ام
می روم تا هر چه غم ، پارو کنم
خانه ام را باز هم جارو کنم
می روم تا پرده ها را واکنم
دوست دارم ، عشق را معنا کنم
شادی ام را رنگ آبی می زنم
بوسه بر طعم گلابی می زنم
می زنم یک شاخه گل بر موی خود
می نشینم باز بر زانوی خود
می نشانم روی دستم یک کتاب
تا بخوانم باز هم یک شعر ناب
آری! آری! این منم این شاد و مست
دوست دارم عاشقی را هرچه هست