Loyalty to a friend
جنگ جهاني اول بودويکي ازسربازان ويتنامي زخمي شده رویه زمین زیربمباران دشمن وروي زمين افتاده بود يکي ازدوستاش مي خاست بره واون رونجات بده مافوقش گفت نروکه بيهوده است اون سربازمحل نذاشت ورفت سراغ دوستش وبطور معجزه آسايي اون روبه پشت خط آوردوموقعي که مافوق اون رومعاينه کردبه سربازگفت ديدي گفتم فايده نداره مرده سربازگفت بله فايده داشت مافوق گفت فک کنم توديونه شدي گفت نه چون موقعي رسيدم بالاي سرش بهم گفت ميدونستم که مياي کمکم .
.
چهارشنبه 22 فروردین 1391 - 11:30:42 PM