یعنی رو به رویــــــــم نشسته ای
و باز خیســـــی چشمـــانـــم را،
آن دستمال خشک بی احساس پاک کنـــــد
حســــــرت!
یعنی شانه هایت دوش به دوشـــــــم باشد
اما نتوانــــم از دلتنگی به آن پناه ببـــــــرم
حســــــرت!
یعنی تــــو که در عین بـــــــــودنت
داشتنت را آرزو می کنــــــــم...!
مـــن اما شبانه روز
تمام لحظه های زيبايی را
که با هم تجربه کرديم
شيرينی اش
نقلِ جشنی را ماند
که عمری انتظارش
نقل هر مجلسی بود