بدان که بی قلب نخواهم رفت. با عشق تو با کس دیگر زندگی نخواهم کرد.
دوست دارم آن هیچ کسی باشم که نامه هایت را برایش می نویسی و
ای کاش آن هیچ کس اجازه خواندن نامه هایت را داشته باشد .
تو به من آموختی که عشق با عشقبازی متفاوت است. عشق دست خود آدم
نیست. بی خبر و بی اراده می آید. اما عشقبازی دست خود آدم است من از
آنچه دست ساز آدمی است بدم می آید. عشق مرا چنان بزرگوار کرده که
نمی توانم راضی باشم، مثل دیگران در بستر معشوقم بخوابم .
من و عشقم یک وجودیم. ما در هم می خوابیم . دلم برای آنهایی می سوزد که
پایبند عشقهایی هستند که با عشقبازی اثبات می شود. من عشق را یافته ام،
معشوق بهانه است . اگر تا هفته دیگر طاقت نیاوردم به خانه ات می آیم...
زین پس به یاد او به خواب می روم، خواب او را می بینم و با یاد او از خواب
بر می خیزم . نه من، که دو گلدان این اتاق، به یاد او گل خواهند داد .
و یاس های سفید بوی او را در فضا منتشر می کنند . نور روشنی او را گسترش
خواهد داد. و سکوت سنگین این اتاق ، سکوت او را فریاد می کند.
رفت و نمی دانست که بی او ، برای بوییدن یک گل، برای خواندن یک شعر،
برای شنیدن یک آواز و برای شلیک یک گلوله چقدر تنها ماندم .
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.