می نویسم تا بدانی در قلب خسته ام جای داری
می نویسم گر شکستی گر بریدی و گسستی
آن همه روز های زیبا در گذشته یاد یاری
می نویسم بلکه شاید سینه ی پر آه و سوزم
در غم دوری یارش سر کند با آه و زاری
می نویسم بلکه روزی در کنارت گوشه ی دنج
خنده ی مستانه ی ما یاد آرد سوز کاری
می نویسم با دلی پرازغم رنج های جاری
این شب های سوگواری تا بدانی تا بدانی
در دلم یک خانه داری خانه ای از غم که خالی
خانه ای هر چند خیالی باز خوب است که بدانی
تا ابد با من بمانی این جهان و آن جهان را از خدا جایزه داری .
سلام مهتاب عزیز
درنوشته هایت غم عمیقی گنجانده شده
این Ú†Ù†Ø¯ØµØ¨Ø§Ø Ø²Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ ارزش غصه خوردن وبا غم سپری شدن رو نداره
پس سعی کن شاد باشی وبا شادی زندگی کنی واز زندگیت لذت ببری
سعی Ú©Ù† درهمه مراØÙ„ زندگیت خدارو ÙØ±Ø§Ù…وش Ù†Ú©Ù†ÛŒ

خانه اهل تعلق شاهراه حادثه است * دزد هرگز در کمین خانه درویش نیست * سایه از ویرانه ما می کند پهلو تهی * خانه ما از هجوم جغد پر تشویش نیست * تیر روی ترکش محشر بود مژگان او * فتنه را دل دوزتر زین ناوکی در کیش نیست
salam mahtab khanom khayli khob bod .mamnon.