یاداشتهای زیبا
ارزوهام رو بر تخته سیاه اسمان می نویسم تا فرشته ها بلند بلند براخدا بخوننش
کاش می شد به انگشتانمنخی ببندم تا فراموش نکنم که هنوز انسانم
اگه هنوز زنده ام به خاطر اینه که هنوز به جایی که میخوام نرسیدم
نام افتابگردان همه را یاد افتاب میندازه نام انسان کسی رو یاد خدا میندازه
اسمانی فکر میکنم وزمینی زندگی میکنم این یعنی سعادت
هر وقت به بن بست رسیدم باید بدونم پشت دیوار خدا در انتظارمه
در دریای زندگی همیشه موجی هست که با اون می تونم به ساحل خوشبختی برسم
داشته هام رو دورم نمی پچینم تا دیوار بشن زیر پام می ذارم تا پله بشن
همیشه دور بودن به معنای فراموش کردن نیست گاهی فرصتیه برای دلتنگ شدن
قبل از این که اخم کنم مطمن میشم که هیچ راهی برای خندیدن نیست
چقدرسخته کسی رو می بیتم که کهنه ترین لباسم بهترین لباسشه
اگه می دونستم زمان اینقدر ارزش داره هرگز کفش بندار نمی خریدم
اونچه که از زندگی اموختم در سه کلمه خلاصه میکنم:زندگی ادامه دارد
خداحافظی غمگین ترین شعر جهانه
چهارشنبه 9 آذر 1390 - 11:27:43 PM