پیام‌رسان کوچک شده است؛ برای باز کردن کلیک کنید

دلم می خواست در عصر دیگری دوستت می داشتم

 


در عصری مهربان تر و شاعرانه تر

 

عصری که عطر کتاب

 
عطر یاس و عطر آزادی را بیشتر حس می کرد

 

دلم می خواست دلبرم بودی

 
در روزگار شارل آیزنهاور

پل الوار


چاپلین


سید درویش و نجیب الریحانی


دلم می خواست شبی


با تو در فلورانس شام می خوردم


ان جا که تندیس های میکل انژ
 

هنوز هم نان و شراب را با جهان گردان قسمت می کنند

 
دلم می خواست تو را


در عصر شمع دوست می داشتم


در عصر هیزم و بادبزن های اسپانیایی


و نامه های نوشته شده با پر


و پیراهن های تافته ی رنگارنگ


نه در عصر دیسکو


ماشین های فراری و شلوارهای جین


دلم می خواست تو را در عصر دیگری می دیدم


عصری که در آن


گنجشکان ، پلیکان ها و پریان دریایی حاکم بودند

 
عصری


که از ان نقاشان بود


از ان موسیقی دان ها


عاشقان


شاعران


کودکان


و دیوانگان


دلم می خواست تو با من بودی


در عصری که بر گل و شعر و بوریا و زن ستم نبود


ولی افسوس


ما دیر رسیدیم


ما گل عشق را جستجو می کنیم


در عصری که با عشق بیگانه است

 

یکشنبه 21 آذر 1389 - 8:48:00 AM


یا ورود با نام کاربری و رمز عبور گوهردشت
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم

🤖 ربات گوهر دشت اینجاست — برای وقتایی که تنها هستی 🌟

ربات گوهر دشت اینجاست تا همراهت باشه. توی لحظه‌هایی که حس تنهایی می‌کنی، دلت حرف زدن می‌خواد یا دنبال دوستی واقعی و حمایت احساسی هستی، کنارت می‌مونه.

🧠 گفت‌و‌گوهای آرامش‌بخش • 💬 همراهی بی‌قضاوت • 🫂 دوستی‌های پایدار • 🌈 حمایت در لحظات سخت • 🔔 پیام‌های دلگرم‌کننده