(بعد از تو )
چه تاریک و چه دلگیرم در این شبهای بعد از تو
به زخمی خو گرفتم ـ زخم ناپیدای بعد از تو
منم با یک سبد آواز همراهی ـ تو تنهایی
و من حالا به فکرم ـ فکر یک تنهای بعد از تو
و شعرم شاخه تنگ قفسهای من من شد
غزل ـ این یار دیرینه که شد آوای بعد از تو
و چون رودی که گم کرده خم دریایی خود را
نمی دانم چه باید کرد ـ فرداهای بعد از تو
تو صبحی در شب یلدای من بودی ـ ولی اینک
چه تاریک و چه دلگیرم در این شبهای بعد از تو
دوشنبه 28 دی 1388 - 11:30:15 PM