https://www.gohardasht.ir/profile/76733
پيامک ( اس ام اس ) شهادت حضرت علي (عليه السلام
در برج ولامهر جهان تاب علي(ع) است
در شهر علوم نبي باب علي(ع) است
از اول خلقت بشر تا امروز
مظلوم ترين شهيد محراب علي(ع) است
با آنکه اميد همه هستي تو علي(ع)
بر عرش خدا قائمه هستي تو علي(ع)
آنقدر غريبي که خدا مي داند
مظلوم تر از فاطمه(س) هستي تو علي(ع)
بي علي دنيا ندارد اعتبار
واي بر ما واي بر اين روزگار
امشب اين دل ياد مولا مي کند
ليلة القـدر است و احيا مي کند
بشنو اي گـوش دلها بي صدا
نغمه ي فـزت و رب الکعبه را
امشب سر مهربان نخلي خم شد
در کيسه نان به جاي خرما غم شد
در خانه ي دور بيوه اي شيون کرد
همبازي کودک يتيمي گم شد
اي کاش علي شويم و عالي باشيم
هم سفره کاسه سفالي باشيم
چون سکه به دست کودکي برق زنيم
نان آور سفره هاي خالي باشي
خورشيد چراغکي ز رخساره علي ست
مه نقطه کوچکي ز پرگار علي ست
هرکس که فرستد به محمد(ص) صلوات
همسايه ديوار به ديوار علي ست
)شهادت مولا علي را تسليت عرض مي کنم (
دل را ز شرار عشق سوزاند علي(ع)
يک عمر غريب شهر خود ماند علي(ع)
وقتي که شکافت فرق او در محراب
گفتند مگر نماز مي خواند علي(ع)
محراب کوفه امشب در موج خون نشسته
يا عرش کبريا را سقف و ستون شکسته
سجاده گشته رنگين از خون سرور دين
يا خاتم النبيين، يا خاتم النبيين
از تيغ کينه امشب فرقي دو نيم گرديد
رفت آن يتيم پرور، عالم يتيم گرديد
داني زچه رو ديده ما ميگريد
در ماتم شاه اوليا مي گريد
تنها ز غمش اهل زمين گريان نيست
عيسي بفلک از اين عزا ميگريد
شد کشته بمحراب عبادت حيدر
هر ديده بحال مرتضي مي گريد
بـا گفتن "قد قتل" ز جبريل امين
در خلد برين خير نساء ميگريد
به شهر کوفه در محراب طاعت
علي شد کشته در حال عبادت
ز پـور ملجم مردود کافر
بخون شد غوطه ور ساقي کوثر
---
اَللهُمّ الْعَن قتَلهَ اَميرالمؤمنين
بيا اي دوست تا باهم بسوزيم
چو شمع محفل ماتم بسوزيم
من و تو سوگوار يک عزيزيم
بيا تا هردو در يک غم بسوزيم
بيا چون شمع و چون پروانه باشيم
به گرد هم برراي هم بسوزيم
بيا با محرمان دمساز گرديم
چرا از طعن نامحرم بسوزيم
چو مي خواهي در ان عالم نسوزي
همان بهتر در اين عالم بسوزيم
به خورشيد محبت ره توان برد
اگر يک صبح چون شبنم بسوزيم
چو مي بايد بسوزد سينه بگذار
بياد عترت خاتم بسوزيم
کمال سوختن عشق علي است
مبادادر عزايش کم بسوزيم
نسوزد آفتاب حشر مارا
اگر از داغ او يکدم بسوزيم
(محمد)باز از سوز جگر گفت
بيا اي دوست تا باهم بسوزيم
دست حق حيدر كرار علي
شير حق حجت دادار علي
مخزن و معدن اسرار علي
سيد و سرور و سالار علي
جان به قربان جمالت مولا
كي رسم من به وصالت مولا
چه بگويم كه جه ها كرد عدو
آتش كينه به پا كرد عدو
اي خدا شيعه دلش محزون است
از غم عشق علي مجنون است
اين همان ماتم عظمي باشد
سحر آخر مولا باشد
ميزبان زينب كبري باشد
او نوازش گر بابا باشد
زير لب زمزمه دارد زينب
كه دگر آخر كار است امشب
تا علي گشت برون از خانه
عالمي شد ز غمش غمخانه
شد علي شمع و همه پروانه
خيل مرغان ز پي اش مستانه
مي سرودند به صد آه و نوا
مرو امشب تو مسجد مولا
مسجد كوفه پر از غوغا شد
گوئيا روز جزا بر پا شد
سند قتل علي امضاء شد
پر ز اندوه دل زهرا شد
تا كه آمد ز شهادت خبرش
بست تكبير نماز سحرش
حيدر از تيغ جفا شد بيتاب
رفت از هوش ميان محراب
رنگ خورشيد علي شد مهتاب
چهره اش در يم خون گشت خضاب
ضربه تيغ اگر كاري بود
ذكر مولا به لبش جاري بود
آيا سحري به رنگ خون ديدي تو
محراب و تو منبري چنين ديدي تو
خون بر در و ديوار و جماعت سر و رو
فرقي که به سجده لاله گون ديدي تو
آن زاده کعبه و امين حرمين
افتاده ميان خاک و خون ديدي تو
آن کس که ستيز خيبر و بدر و احد
چون شير بغريد چنين ديدي تو
ايا تو درون ظلمت شام سياه
نان اور کودک يتيم ديدي تو
آيا دل پرز خون و گريان چشمي
از جور زمانه و زمان ديدي تو
او زخم تن و زبان که در طول زمان
با جان به خريد و دم نزد ديدي تو
آيا زميان مردم کوفه و شام
مظلوم تر از علي کسي ديدي تو
به جز از علي (ع) که گويد به پسر که قاتل من
چو اسير توست اکنون، به اسير کن مدارا
امشب، شب ناله در فراق پدري مهربان است
که غير از چاه و نخل و ماه، کسي گريهاش را نديده بود.
پدري دلسوز که با آه همه کودکان يتيم، شريک بود
و غصههاي همه را بر جان خود هموار ميکرد،
ولي کسي از غربت او و دردهاي دلش، با خاري
در چشم و استخواني در گلو، خبر نداشت.
به نماز بست قامت که نهد به عرش پا را
به خدا علي نبيند به نماز جز خدا را
به نماز آخرينش چه گذشت من ندانم
که نداي دعوت آمد شه ملک لافتي را
همه اهل بيت عصمت زسرا برون دويدند
ابتا و واعليا بنمود پر فضا را
طبيبا وامکن زخم سرم را
مسوزان قلب زينب دخترم را
ببند آنگونه زخمم را که در قبر
نبيند فاطمه زخم سرم را
در و ديوار مسجد هستشاهد
که من گفتم اذان آخرم را
وداع زندگي را گفتم آنروز
که زد در کوچه قنفذ همسرم را
امام علي(ع)، بي کرانهترين شکوه خلقت است
که تا ابد، تلألؤ نورش روشنايي بخش هستي است.
بگشا به سرا پرده جان باب علي را
سرمشق خود اي دل بکن آداب علي را
تا رتبه اين مظهر حق رابشناسي
بشمار يکايک همه القاب علي را
فرمان خدا بود که در مسجد احمد
درها همه بستند، مگر باب علي را
زيرا که علي، خانه يکي شد شب ميلاد
خود بيت خدا دان، دل حقياب علي را
دنياي دني، جاي کسي همچو علي نيست
آغشت به خون، روي جهانتاب علي را
تا رد نکند خالق او، خواهش اورا
ز آن رنگ شهادت زده، محراب علي را
تيغ بر فرق عدالت زده و خنديدند
خون به ابعاد غريبي علي پاشيدند
زاغها از دل شب کنده و بر روز زدند
روز و شب، گوشه محراب به هم پيچيدند
زخم بر سلسله باور و ايمان افتاد
همه افلاک از اين زخم به خود لرزيدند
شب پر از رخوت نامردي مردم گرديد
آسمان، ماه، ستاره، همگي خوابيدند
صبح، امّا دو سه تا کاسه شير آوردند
کودکاني که علي را همه شب ميديدند
هق هق چاه شناور شده در گريه نخل
همه از هم فقط از درد علي پرسيدند
دعا بدون علي قابل اجابت نيست
که مهر اصل اجابت به هر دعاست علي(ع)
بزن تو دست توسل به دامن مولا
که در جامعه را بهترين دواست علي(ع)
التماس دعاء
ميشه يه صلوات وحمد وسوره تلاوت فرمايي
براي ظهور و سلامتي اقايمان
وشادي ارواح مومنين ومسلمين
دختری کنجکاو میپرسید: عشق یعنی چه؟
پيامک ( اس ام اس ) شهادت حضرت علي (عليه السلام
اس ام اس ماه رمضان برگرفته از سایت
گوشيهاي ايراني، جاي چينيها را تنگ ميكنند؟
یک شب بارانی غمگین خیابانِ شلوغ
44565 بازدید
4 بازدید امروز
1 بازدید دیروز
9 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.