مطالب زیبا
با مداد رنگي روزه آمدنت را
نقاشي ميکنم و جادهايه رفتنت را خط ختي! کسي برايه من
نيست. بيا غلط هايه زندگيم را به من بگو و زيره اشتباهتم
را خط بکش.بودنت مثله دريايي مرا در بر ميگيرد آنجا که تو
هستي،مهيها هم نميتوانند بييند چه رسد به
من..............................!!! کدام صبح ميايي؟ کدام
چمدن ماله تست؟ کدام دست ترا به من ميرساند؟کدام رز ماله
من ميشوي؟بيا که درده دلم را فقط تو ميفهمي
نمي نويسم ..... چون مي دانم
هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي
دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ......
چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا
اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون
تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام
صداي چک چک اشکهايت را از پشت
ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت
شب ، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي
شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي
دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم
به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي
شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته
سه شنبه 13 دی 1390 - 1:41:24 PM