اولین روز آشنایمون یادت برای همه دلگیر بود اما برای ما به منظور یک طلوع بود طلوعی که هر کدوم از ما فرشته ای گمشودشو پس از از سالها دوری و تنهای پیدا کرد اون شب تا صبح تو برام لالایی خوندی من و تا اوج رویا رسوندی یادته چیا میگفتی تو دنیارو بی من نمیخواستی کم کم به تو عادت کردم اما بد کم کم آرزوهامو تو چشمای تو میدیدم دلمو سپردم به دستای تو میخواستم زیر سایه چشمات خستگی یه عمر گشتن دنبال فرشته آسمون دلمو در کنم آسمون چشمای تو آبی و صاف بود صدات خوشتر از ملودی باران زیر گوش شقایق شده بود یک روز ماهی کوچکو قرمز دلت توی برکه کوچیک چشمای من شنا میکرد تمام دنیاش همون برکه بود اما یه روز رویای دریا به سراغش امدو اون با خودش برد و نیلوفر توی برکه رو تنها گذاشت راستشو بخوای از اون روز به بعد برکه نگاهم شده یک رودخونه و مدام جاری میشه می خواد بره تا به دریا برسه شاید بتونه دوباره ماهی کوچک و قرمز دلتو ببینه
34132 بازدید
5 بازدید امروز
0 بازدید دیروز
34 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.