اخرين كار به اسم دردهايم
سقف دردهايم باز دردچكه ميكند قصه ي عشق به من درد هديه ميكند
سطرهاي خالي شعرمرا دردنوشته است شايدپررنگ اما كسي دلسردنوشته است
درستون جمعه هاي تعطيل دردسركاراست چرخش دردهايم شبيه چرخش پرگاراست
جاده خيالم رادردخطكشي كرده است دروغ وريا را باصداقت يكي كرده است
ثانيه هايم درد است كه دقيقه مي شوند دقيقه هايم مرد است كه بي نتيجه ميشوند
دردهاي من تاريخ مصرفش گذشته است كمي قصه هاي من ازدردكمرش شكسته است
يك روز خواهم رفت فاصله خواهم گرفت ميان دردها فاكتوري ازدردهاي باطله خواهم گرفت
سه شنبه 10 آبان 1390 - 6:21:59 PM