سرنوشت...
ای سرنوشت، هستی من در نبرد توست
بر من ببخش زندگی جاودانه را
مدتهاست دست هایم را با لیوان چایم
گرم می کنم !! این اوج تنهاییست
اما بعضی چیزها هست که هر چقدر هم بگذرد ، �نمی گذرد� و داغشان تا
ابد بر دل آدم میماند
فاجعــــه یعنى
آنقدر در تو غــرق شـــده ام
که از تلاقـــى نگاهـــم بادیگرى احســـاس خیانــت میـــکنم
کــمی عـوض شدم
دیــریست از خــداحـافظی ها غـمگین نــمیشوم .
به کـسی تــکــیه نـمیـکنم

دوشنبه 17 آذر 1393 - 12:24:20 AM