باز شوری نهفته در جان کو تب سوزان و شور هذیان کو
روزهای بزرگ کودکیم کودکی ها ی زیر باران کو
روزهای سفید گل گلیم شب شاد شکوفه باران کو
چشمه خنده ای که دلها را می زدود از غبار آسان کو
خنده های ملیح دخترکان ساده و پربها و ارزان کو
باز می پرسم آی آینه ها آن دل گرم و عشق سوزان کو
همه رفتند و خاطراتی ماند در غبار زمان سواران کو
باز جمعه است و باز دلتنگم عشق آن کودک گریزان کو
برگرفته از اشعار محمود رستمی