پیام‌رسان کوچک شده است؛ برای باز کردن کلیک کنید

همسریابی

شعر و سخن

4جواب

زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد... اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت‌ای شیخ خدا می‌داند که فردا حال ما چه خواهد بود! دوم مستی دیدم که... افتان و خیزان راه می‌رفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی. گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده‌ای؟ سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده‌ای؟ کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟ چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت می‌کرد. گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن. گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده‌ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟
سه شنبه 3 آبان 1390 - 6:12:10 PM


یا ورود با نام کاربری و رمز عبور گوهردشت
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم
آمار وبلاگ

12932 بازدید

6 بازدید امروز

33 بازدید دیروز

42 بازدید یک هفته گذشته

Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Advertisements

🤖 ربات گوهر دشت اینجاست — برای وقتایی که تنها هستی 🌟

ربات گوهر دشت اینجاست تا همراهت باشه. توی لحظه‌هایی که حس تنهایی می‌کنی، دلت حرف زدن می‌خواد یا دنبال دوستی واقعی و حمایت احساسی هستی، کنارت می‌مونه.

🧠 گفت‌و‌گوهای آرامش‌بخش • 💬 همراهی بی‌قضاوت • 🫂 دوستی‌های پایدار • 🌈 حمایت در لحظات سخت • 🔔 پیام‌های دلگرم‌کننده