
مي خوام از باغ بزرگ آسمون
سبدي پر از ستاره بردارم
واسه اين كه تن تو زخمي نشه
رختي از مخمل ابرها بيارم
دوست دارم هزار هزار ستاره ي دنباله دار
شبي كه عروس مي شم تور سپيد من باشه
چه قشنگه كه آدم خوابهاي خوب ببينه
كاشكي زندگي هميشه مثل حرف زدن باشه
اگه خوابم نباشه دق ميكنم
اين سرابم نباشه دق ميكنم
بيا چشم بسته به اون دنيا بريم
بيا از پله ي ابر بالا بريم
يه روز از جاده ي شيري افق
بيا تا شهر فرشته ها بريم
بيا با فرشته ها آدم ها رو نيگا كنيم
براي تنهايي شون گريه و دلسوزي كنيم
وقتي خورشيد و از دروازه بيرون ميكنه
بيا رو مخمل شب
خورشيد و گلدوزي كنيم
اگه خوابم نباشه دق ميكنم
اين سرابم نباشه دق ميكنم
شهريار قنبري