ديدن شب احتياج به چراغ ندارد
باد با چراغ خاموش كاری ندارد
باد كلاه سر كسی نمی گذارد
گاهی سکوت بهترين زينت است !
عاقبت مچ آينده به روشنی گذشته باز ميشود
وقتی که در آينه می نگری ، آينه می شکند ، يا بغض تو ؟
یكی مي گفت مرگ را چه عرض كنم ولی زندگی ، خيلی دنگ و فنگ داره
عينك تان ايرادی ندارد ، سعی كنيد نگاه تان را عوض كنيد
خطرناک ترين آبها , آب راکد است که هياهو ندارد
کلام سلاح است ، سلاحی برای کشتن سکوت
عشق ، فنا شدن نيست ، فدا شدن است
ديروز رفته كه فردا بيايد ، حالا كجاست ؟
بعضی ها ، برای اينكه آفتابی نشوند ، خودشان را گم می كنند و
بعضی خودشان را گم می كنند كه آفتابی نشوند
تنهايی واسه فكر كردنه ، نه واسه زندگی كردن ...
آنقدر نگاهش تيز بود ، از آن به جاي چاقو استفاده مي كرد
از وقتي شنيدم زندگي چشم به هم زدني است ديگه پلك نمي زنم
زندگي يك معادله چند مجهولي است كه تنها جواب معين آن مرگ است
هيچ راهي مطمئن تر از لبخند براي نزديكي آدمها به يكديگر وجود ندارد
محبت تنها چيزي است كه در مصرف آن نبايد صرفه جويي کرد
آنقدر خسيس بود كه لبخندش را هم از ديگران دريغ مي كرد
آدم حسود به سايه خودش هم حسادت مي كند
زندگي يك راز است ، رازي كه مرگ آنرا افشا مي كند
مرگ پايان همه چيز نيست ، آغاز خيلي چيزهاست
به سادگي از كنار زندگي گذشت و همانقدر ساده هم درگذشت
يك روز دو چشمش با هم قهر كردند و از آنروز به بعد بينوا لوچ شد
يكي مي گفت : چون از اين بدتر هم هست ، بگو از اين بهتر نمي شه
معمولا آنها كه به تنهايي پناه مي برند ، خيلي سرشان شلوغ است
زندگي را چه عرض كنم ، ولي مرگ خيلي چيزها را عوض مي كند
وقتي روز لباس شب مي پوشد ، شب صدايش مي كنند
در ليست حراج اجناس عتيقه نام عشق را هم ديدم
آنقدر ناز طرف را كشيد كه جوهر خودكارش تمام شد
نگاه آدم سحرخيز سرشار از طلوع خورشيد است
آنقدر كم غذا مي خورد كه انگل ها از دستش شكايت كردند
گاهي يک لبخند ساده آسانتر از مواد منفجره قلبي را ويران مي کند
ريلهاي راه آهن به هم نمي رسند ولي ديگران را به هم مي رسانند
آنقدر دگر انديش بود كه مغزش افكار خودي را نابود مي كرد
سخنران از صداي كف زدن شنوندگان از خواب پريد
نظامي ها وقت رفتن هم سلام مي دهند
نجار تازه كار با چوب خاك اره مي سازد
سر همه پادشاهان كلاه گذاشته اند
آينه خيلي زود تصوير را از ياد مي برد
آينه ها با يك نگاه توليد مثل مي كنند
وقتي فرياد ساكت مي شود سكوت فرياد مي زند
به خاطر چشمهای عسليش ، نگاهش هميشه شيرين بود !
وقتي پرونده هاي عزراييل قاطي مي شود ، افراد بي گناه كشته مي شوند
بعضي ها هميشه تو چشم اند بعضي ديگر اصلا به چشم نمي آيند
آنقدر دست و دلباز بود که زندگی اش را به عزراييل بخشيد
سنگ قبر آدم تشريفاتي سنگين تر از بار گناهانش است
با چوب درختي كه در بهار سبز نشود تابوت مي سازم
بعضي ها ترقه را دوست دارند بعضي ترقي را ...
قلمي كه پرحرفي مي كند عمرش كوتاهه
روشنفكران فقط روزها فكر مي كنند
ماه خجالتی پشت ابر پنهان شد
آب تشنگي را تحمل نمي كند
4173 بازدید
7 بازدید امروز
0 بازدید دیروز
7 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.