روزگاري رازِ زيبايي زنبق ها را نمي دانستم!
دستم به دستگيره ي دل سپردن نمي رسيد!
چشم چكامه هايم ضعيف بود!
پس با عينك عشق به آسمان نگاه كردم!
به باغ و بلوغ بوسه و بي حصاري آواز!
به پولك سرخ ماهي تنگ!
به چهره ام در آينه ترك دار!
نگاه كردم و دانستم!
دانستم كه جهان،
كوچكتر از كره درس جغرافي دبستان است!
دانستم كه كليد تمام قفلهاي ناگشوده ي دنيا،
همه اين سالها در جيب من بود و بي خبر بودم!
دانستم كه مي شود با يك چوب كبريت،
خورشيد عظيمي را در آسمان روشن كرد!
دانستم كه گذشتن از گناه روزگار آسان است!
بخشيدن خشم شعله بر پرِ پروانه
و آمرزش زنبورهاي گزنده ي عسل آسان است!
حالا از پس همين عينك به زندگي نگاه مي كنم!
و از پس همین عینک چشم به راه می مانم

حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.