منم قایقی بر لب بحر بی کس ویار وبسته به سخر
قایقی سرشته زلوح لوان زعشق گشته به رنگ پروان
قایقی اسیر دل ساحل کنار سردی آن آب و گل
از دل ساحل ندیده محنتی از سردیش نخوابیدم ساعتی
در دل ساحل ندیدم معبدی که اندر آن دیده باشم عابدی
گر تو ای ساحل بی چراغی رخصتی ده بندم توشه راهی
از دل شب چه دانی ای بی اثر که اندر دلش پلیدی کند سفر
دانی ویس و رامین را دو یارند؟ و لیلی ومجنون حبیب روز کارند؟
تو نیکی کن و بندم کنی باز بگذار که با عشق کنم راز و نیاز
خواهم که تابوتت کنم باز واندر مسجد عشق ایستم به نماز
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.