تنيده ياد تو در تار و پودم بود لبريز از عشقت وجودم
خواستم تا بار دگر داستان بنويسم قلم نعره كشيد كاغذ پاره شد افكارم در هم گرديدند همه از من تقاضاي سكوت كردند . قلم مي دانست كه بايد شرح دردها را به به صورت كلمات نقاشي كند كاغذ مي دانست كه در زير سطور غم و اندوه محو مي شود افكارم مي دانست از درد همانند زنجير سردر گم مي شوند من سكوت و خاموشي را بر گزيدم اما چشمانم سكوت مرا با اشك معاوضه كردند و قطره هاي اشك و اندوه مثل باران بهار ارمغان كوير گونه ها شدند.مي خواهم چند كلام از دور براي واپسين بار با عشق گم شده خود راز و نياز كنم .نه ، مي خواهم هرچه ناله سرگردان روح به اشفته ام مي زند بر سر و روي يه مشت كاغذ كرو لال بكوبم و انها را با پيك سياه مرگ همراه با قافله سرباز زده از پا افتاده زندگي هاي فراموش شده كه به سوي وادي تيره بختان خانه به دوش رهسپار است براي او بفرستم
شب تار جدايي هواي گريه دارم به كجا امشب اي دل از اين غم سر گذارم
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.