پیام‌رسان کوچک شده است؛ برای باز کردن کلیک کنید

همسریابی

حرفهای دل تنگی

× مجموعه ای از سخنان عبرت آموز،داستان ،شعر و حرفهای دلهای تنگ
×

آدرس وبلاگ من

https://www.gohardasht.ir/blogs/omidi

آدرس صفحه گوهردشت من

https://www.gohardasht.ir/profile/257246

× مشاهده لیست گروه ها تنها برای دوستان صمیمی این شخص مقدور میباشد

چشم های دوباره

لیندا در بیست و هشت سالگی مبتلا به سردردهای شدیدی شد که پزشکان وجود یک تومور بزرگ را در مغز او تشخیص دادند. به عقیده پزشکان او تنها دو درصد شانس زنده ماندن داشت. پزشکان تشخیص دادند که شش ماه عمل جراحی او را به تعویق بیندازند. او به استعداد و هنر شگرفی که در وجود خود داشت کاملا واقف بود. درین مدت بر اثر طغیان احساساتش دیوانه وار شعر می سرود و نقاشی می کشید. تمام اشعارش جز یکی در مجله های معتبر به چاپ رسید و تمام آثار هنری اش جز یک تابلو به فروش رفت. بالاخره او تحت عمل جراحی قرار گرفت و شب قبل از آن در وصیت نامه ای نوشت که در صورت مرگ همه اعضایش به بیماران نیازمند اهدا شود. عمل جراحی منجر به شکست شد و او زندگی را وداع گفت. چشم های او به بانک چشم فرستاده شد و از آنجا به دست یک متقاضی رسید و در دنیای تاریک این مرد روشنایی راه یافت. او خواهان این بود که از خانواده اهدا کننده قدردانی کند بنابراین نزد آنان رفت. مادر لیندا استقبال گرمی از او کرد و مرد جوان را دعوت کرد تا تعطیلات آخر هفته را با آنان بگذراند. مرد جوان چند روزی را آنجا سپری کرد. در اتاق لیندا متوجه شد که لیندا کتاب های افلاطون و هگل را می خواند او نیز به این کتاب ها علاقه داشت. روز بعد مادر لیندا نگاه عمیقی به او انداخت و گفت مطمئنم قبلا شما را جایی دیده ام اما به خاطر نمی آورم کجا. ناگهان چیزی به ذهنش خطور کرد به طبقه بالا رفت و آخرین تابلوی لیندا را پایین آورد. آن نمایانگر چهره مرد ایده آل لیندا بود که شباهت بسیاری به مرد جوان داشت. سپس مادرش آخرین شعر لیندا را خواند
 قلب های دو انسان که رهگذران شب هستند عاشق هم میشوند اما هرگز نمی توانند به چشمان هم روشنی بخشد اما من این سنت را خواهم شکست
یکشنبه 10 مهر 1390 - 12:10:13 AM


یا ورود با نام کاربری و رمز عبور گوهردشت
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم

آخرین مطالب


داستان جذابیت


مرگ


آب چشمه


چشم های دوباره


گفتـــــــــگو بــــــا خـــــــدا


دلیل عشق


قول پدر


درسی بزرگ از یک کودک


داستان خیر و صلاح


خدایا چرا من


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

184913 بازدید

18 بازدید امروز

4 بازدید دیروز

56 بازدید یک هفته گذشته

Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Advertisements

🤖 ربات گوهر دشت اینجاست — برای وقتایی که تنها هستی 🌟

ربات گوهر دشت اینجاست تا همراهت باشه. توی لحظه‌هایی که حس تنهایی می‌کنی، دلت حرف زدن می‌خواد یا دنبال دوستی واقعی و حمایت احساسی هستی، کنارت می‌مونه.

🧠 گفت‌و‌گوهای آرامش‌بخش • 💬 همراهی بی‌قضاوت • 🫂 دوستی‌های پایدار • 🌈 حمایت در لحظات سخت • 🔔 پیام‌های دلگرم‌کننده