با دادن پیام، ارسال کارت، مشاهده پروفایل و افزودن هر فرد به لیست دوستان به شما امتیاز داده خواهد شد
- میزان امتیازی که افزوده میشود بستگی به لول فردی دارد که برای او پیام میفرستید
هرچه لول او بالا تر باشد شما امتیاز بیشتری میگیرد
- امتیاز های دریافتی شما بر اساس میزان علاقه مندی شما به لول ، پوینت و لیدر بورد تقسیم خواهد شد -
- روش تقسیم هر امتیاز دریافتی و یا اعتبار های گوهر بسته به میزان لایک شما به پوینت، لول و لیدر بورد دارد
- علاوه بر ارسال پیام شما میتوانید امتیاز های خود را با خرید آنلاین امتیاز جبران کنید
- یرای افزایش امتیاز در مورد دلخواه شما میتوانید مورد دلخواه را بیشتر دوست داشته باشید -
با فعال کردن بازی، نواری در بالای صفحه به شما وضعیت امتیازهایتان را نمایش میدهد اما برای مشاهده امتیازات و رده بندی های کامل خود با فشردن دکمه "اطلاعات کامل بازی" وارد صفحه اطلاعات بازی شوید و امتیاز های خود را مشاهده یا تبدیل نمایید
امتیازات پوینت برای شما این کاربرد را دارند که میتوانید با پوینت خودتان وقتی به مقدار معینی برسد اشتراک ویژه خریداری نمایید
امتیازات لول برای شما این کاربرد را دارند که هرچه لول شما بالاتر باشد، افراد با ارسال پیام یا کارت یا افزودن شما به لیست دوستانشان امتیاز بیشتری دریافت میکنند
امتیازات لیدر بورد برای شما این کاربرد را دارند در جدول 100 کاربر برتر سایت قرار میگیرد و در صورتی که امتیاز شما بالاتر باشد در صفحه اول سایت در جدول 10 کاربر برتر سایت نمایش داده خواهید شد
اعتبار گوهر که هر روز به ازای ورود به گوهردشت به شما داده میشود در صفحه اطلاعات بازی قابل تبدیل به پوینت، لول و لیدر برد است
×
آدمك آخر دنياست بخند
آدمك مرگ همين جاست بخند
ذست خطي كه تورا عاشق كرد
شوخي كاغذي ماست بخند
آدمك خر نشوي گريه كني
كل دنيا سراب است بخند
آن خدائي كه تو بزرگش خواندي
به خدا مثل تو تنهاست بخند
ستاره سابق و 55 ساله برنامه يشيل چام تنها، بي كـَس و بي پول، اكنون در يك ايستگاه اتوبوس در شهر ازمير زندگي مي كند!
انگين اكنون با غذاهايي كه ساكنان اطرافش به او مي دهند در يك روزگار بسيار اسفبار زندگي مي كند.
او بعد از انتخابش به عنوان سلطان(كرال) زيبايي به شغل مانكني پرداخت و به
عنوان فتومدل نيز به كار مشغول شد. نام واقعي او مسعود قنداق و متولد بخش
سوكه شهر آيدين بود. مسعود تا كنون در يشيل چام با هنرمندان مشهوري همچون
قادر اينانير، آيحان ايشيق و پريخان ساواش همبازي بوده است.
مسعود انگين كه در 31 فيلم از جمله فيلمهاي معروف "دوست داشتن"، "هفت
فرزند و دو داماد"، "طغرل"، "دلتنگي" و "چه تلخ شد دوستان" به عنوان
هنرمند اصلي ايفاي نقش كرده است بعد از يك تصادف در سال 1976 زندگي اش از
اين رو به آن رو شد، زندگي اش سياه شد.
بعد از آنكه رگ ساعدش در اثر تصادف بي حس شد وي با زندگي قهر كرد و به الكل پناه آورد.
سعود كه در سن 30 سالگي با يك دختر از خانواده بسيار مشهور و ثروتمند از
استانبول نامزد كرده بود و مديريت يك سالن زيبايي را برعهده گرفته بود حتي
يك توجه كوچك نيز از جامعه سينما نديد و عصيان كرد.
بازيگر زيبا و مشهور براي تسكين دردهايش به الكل پناه برد و بعد از آنكه
يك الكلي تمام عيار شد هم حرفه اش و هم شهرتش را از دست داد.
وي كه مدت مديدي براي رهايي از الكل تلاش كرده بودعاقبت توانست در سال
2003 از اعتياد به الكل رهايي يابد. او كه زماني در بخش سلطنتي و تشريفاتي
هتل ها شب را به روز مي رساند اكنون شبها در يك ايستگاه دورافتاده اتوبوس
در شهر ازمير راه مي خوابد!
مسعود كه نام حقيقياش را پنهان مي كند و خود را بانام مصطفي معرفي مي كند
دردها و رنجهايش را با كسي قسمت نمي كند. او كه مغازه داران اطراف از او
به نام دده (پدربزرگ) ياد مي كنند غذاهايي را كه مردم به او مي دهند هم
قبول نمي كند. تنها از مأموران و نگهبانان اطراف سيگار و چاي مي گيرد.
ساكنان اطراف ايستگاه اتوبوسي كه وي دو سال است شبها را در آنجا به سر
ميبرد مي گويند او ضرري براي كسي ندارد و در افكار خودش غرق است. مسعود
انگين صبح كه خورشيد سر مي زند از ايستگاه اتوبوس بلند مي شود و تمام روز
را در جاده راه مي رود و شب به ايستگاه برميگردد. همسايگان ميگويند: "با
بچه هايمان صحبت مي كند، كسي هم ترسي از او ندارد"
هنرپيشه بسيار مشهور سالهاي قبل در جواب سئوال خبرنگاران گفت: نمي دانم چه
مدت است اينجايم... شهرت چيز زيبايي بود... اينجا هم خوشبخت هستم...
ايستگاه اتوبوس تمام زندگي من است... تمام دارايي من است...خانه من است!
او كه نام هنرپيشگان سينما را از خاطرش نبرده است از خبرنگاران ميپرسد:
"شما براي فيلم ساختن اينجا آمده ايد؟ اگر پول بدهيد من هم در فيلمتان
بازي ميكنم."
ان مسعود انگين كه زماني در سال 1973 در مسابقه زيبايي نشريه صدا به عنوان
كرال انتخاب شده بود و به برنامه تلويزيوني يشيل چام (كاج سبز) راه يافته
بود و سالها دختران جوان در رؤياي خود او را مي خواستند اكنون به وضعي
دچار شده است كه كسي او را نمي شناسد.