زينب
و چه زيبا بود شبي كه تو را داشتم...يك شب تا به سحر مهر تو بر دلم بود و ندانست كه كيستي ...
و چه نادانيم ما ...ان انكه ارزو مي كگنيم انچه را كه نيست در صلاح ما ....
اي كاش
كه نمي خواستم زه خدا لحظه ديدار را
اي كاش كه
كه نمي ديدم چهره هم چو مهتاب را.....
ليك چه سود كه ديدم و رفتي ز برم.....
تمام عمر د ر حسرت اين خواهي گذاشت كه چرا امدم و ديدم تورا
شايد كه.............................
تو پنداري كه من ليلي پرستم
من ان ليلاي ليلي را مي پرستم
دوستت دارم با ان كه دوستم نداشتي

جمعه 26 شهریور 1389 - 12:08:17 PM