

الهی
با خاطری خسته از اغیار و به فضل تو امیدوار ، دست از غیرتو شسته و درانتظار رحمتت نشسته ام
... بدهی کریمی ، ندهی حکیمی ، بخوانی شاکرم ، برانی صابرم
الهی ! احوالم چنانست که میدانی و اعمالم چنین است که می بینی ، نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز


