شعر چاپ نشده ای از شهرام شیدایی
روزها مثل هم میگذرند و آنها
از ما معجزه میخواهند
میگویند تو میتوانی
دیگر حتی به حرفهایتان
نمیخندم
من چیزی از دست ندادهام
چون هیچ وقت چیزی به دست نیاورده بودم
و آنقدر بیهودگی من ساده شکل گرفته
است
که مشکل بتوان حتی
نام ابله به من داد
من فقط میتوانم اندوهگین باشم
و به صدای تَرک خوردن روحم
آرامآرام خو بگیرم
من یاد گرفتم که هیچ وقت صدایت نکنم
تو یاد گرفتی حرف نزنی و آرامآرام
خوشبخت باشی
جای هیچ کس خالی نیست
آنقدر سطحی زندگی کردیم
که خوشبختانه زمین هم
چیز زیادی بعد از ما
از ما به یاد نخواهد آورد
آنقدر خوب پوسیدهام من
که حتی مرگ نیز جرأت نزدیک شدن ندارد
خوشبختانه نه برای زمان
نه برای مرگ
نه برای تاریخ هیچ مشکلی ایجاد نکردیم
به راحتی میتوان گفت
که حتی فراموش نیز نخواهیم شد
چون هرگز وجود داشتنِ خود را
حس نکرده بودیم
سلام رها خانم اينقدر Ø§ÙØ³Ø±Ø¯Ù‡ نباشيد خدا كريمه.
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.