دوست دارم با تو باشم،با تويي كه جز خودت هيچ كس را لايق ديدن نمي بيني
من از بيراهه مي ايم با كوله باري پر شده از نرمي احساس
،سخن گفتن ، نمي دانم،درون غار تنهايي به دنبال تو مي گردم
بيا پيمانه شو با من،ببر از ياد عهد خوبرويان را
بگو با من كه تا دنيا در افسانه خلقت همان دنياست
تو را من دوست مي دارم