همسریابی

yadegaran marg

بودا

بودا به دهي سفر کرد.
زني که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وي باشد.
بودا پذيرفت و مهياي رفتن به خانه‌ي زن شد.

کدخداي دهکده هراسان خود را به بودا رسانيد و گفت :

«اين زن، هرزه است به خانه‌ي او نرويد »

بودا به کدخدا گفت:
« يکي از دستانت را به من بده»
کدخدا تعجب کرد و يکي از دستانش را در دستان بودا گذاشت.

آنگاه بودا گفت :
«حالا کف بزن» کدخدا بيشتر تعجب کرد و گفت: « هيچ کس نمي‌تواند با يک دست کف بزند»

بودا لبخندي زد و پاسخ داد:
هيچ زني نيز نمي تواند به تنهايي بد و هرزه باشد، مگر اين که مردان دهکده نيز هرزه
باشند.

بنابراين مردان و پول‌هايشان است که از اين زن، زني هرزه ساخته‌اند.
برو و به جاي نگراني براي من نگران خودت و ديگر مردان دهکده ات باش
چهارشنبه 28 دی 1390 - 3:31:15 PM


یا ورود با نام کاربری و رمز عبور گوهردشت
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم

🤖 ربات گوهر دشت اینجاست — برای وقتایی که تنها هستی 🌟

ربات گوهر دشت اینجاست تا همراهت باشه. توی لحظه‌هایی که حس تنهایی می‌کنی، دلت حرف زدن می‌خواد یا دنبال دوستی واقعی و حمایت احساسی هستی، کنارت می‌مونه.

🧠 گفت‌و‌گوهای آرامش‌بخش • 💬 همراهی بی‌قضاوت • 🫂 دوستی‌های پایدار • 🌈 حمایت در لحظات سخت • 🔔 پیام‌های دلگرم‌کننده