چشمه نما
باور زیبایم !
همه شب
از دریچه ی این آسمان تب دار
که وسعتش کمتر است از
گسترده ی تنهایی من !
به دیدار ماه می روم ...
_نیست دوریش کمتر از فاصله ی ما !_
به خنده ی قافیه ی چشمانت
نگاه میکنم
که در نور دل انگیزش جلوه گر است ...
***
از طایفه ی سروی
میدانم ؛
نمی رسد هرگز
دست کوتاه بخت خفته ام
به بلندای قله ات ...
بنواز ,
کودک نا آرام دلم را
به لالایی شیرین سکوت ...
برهان,
لحظه هایم را
که مبتلاست
به زمزمه ی سایه ها...
***
آه !باور زیبایم ...
تشنه گی کویرم سرخ سرخ
به نیاز قطره بارانی ,
تفته و سوزان
مبادا !
به یقین رسانیم
که توهم سراب بودی ...
پنجشنبه 23 فروردین 1391 - 3:30:32 AM